خشونت در رسانه ها و كودكان

خشونت در رسانه ها و كودكان

خشونت در رسانه ها و كودكان
»هنگامي كه شش سال داشتم، يك فيلم در مورد خون آشامها و آدمهاي گرگ نما ديدم كه آدمها را شكار ميكردند. رفتار خاصي پس از ديدن اين فيلم در من آغاز شد كه هنوز نيـز ادامـه دارد.
من متقاعد شده بودم كه هرگاه خواب باشم، خون آشامها ميآيند و گردنم را گـاز مـيگيرنـد وتمام خونم را مي خورند، براي پيشگيري از اين مرگ وحشتناك، پيش از آنكـه بـه خـواب رومدور گردن خود را با پتوي خاصي ميپوشاندم. پتـو بـه عنـوان مـانعي بـين مـن و دنـدانهـايخون آشام عمل مي كند« (كنتُر، 1383: 30).
به نظر ميرسد بسياري از افراد، احساسات و خاطراتي اينگونه از تماشاي فيلمهاي سينمايي ياتلويزيوني دارند، و روح و روان آنها تحت تأثير مشاهدة چنين صحنه هايي در دوران كـودكي قـرارگرفته و اثر آن تا سالها بلكه در برخي موارد گاه تـا پايـان عمـر همـراه فـرد اسـت . گـاه افـراد دربزرگسالي خوابهايي در خصوص موجوداتي ترسناك مي بينند كه قصد تهديد جان آنها را دارند و در بررسي موضوع، اغلب مي توان نشانه هايي از مـشاهدات و تجـارب آنهـا در كـودكي، بـه ويـژه فيلم هاي ترسناكي كه مشاهده كرده اند و تجربه هاي ناخوشايندي كه در اين زمينه داشته اند، يافت.
در واقع، كودكان مخاطبان خاص رسانه ها به ويژه رسانه هاي تصويري به شـمار مـي رونـد .
محدوديتهاي شناختي و عاطفي آنـان باعـث مي شود تـا در برابـر محتـواي ايـن رسـانه هـا آسيب پذيرتر باشند . اين مسئله همواره نگرانيهاي عمدهاي در والـدين و صـاحبنظـران علـوم اجتماعي و تربيتي برانگيخته است. بنابر اين براي محافظت از ايـن مخاطبـان خـاص و كـاهش نگراني هاي والدين و مصلحان اجتماعي، بايد مقررات روشن و دقيقي وضـع شـود تـا سـلامت فيلمهاي ويژه كودكان تأمين شود و اطمينان خاطر والدين نيز فراهم شود (سعيديان و همكاران، 1383: 14). علاوه بر اين بايد خانواده هاي كودكان، به ويـژه والـدين، ضـمن آشـنايي دقيـق بـا رسانه ها و آثار گونه گون توليدات رسانه اي بر كودكانشان، در اين زمينه مسلح و مجهز به سـواد رسانه اي باشند . والدين بايـد بداننـد كودكـان، بـه جهـت توانـايي اندكـ شان در تحليـل و فهـم بازنمايي هاي رسانه اي و تمييز ندادن اين بازنمايي ها با واقعيات زندگي، اغلب از عـوارض ايـن مسئله متأثر مي شوند و گاه دست به رفتارها و اقداماتي ناخوشايند مي زنند. افلاطـون در كتـاب جمهوري به داستان سرايان عصر خود هشدار ميدهد كه:
كودكان قادر نيستند بين آنچه صرفاً حكايت است و آنچه واقعيت دارد، تمايز قائـل شـوند وتغيير دادن نظريه هايي كه در اين سنين شكل ميگيرد، معمولاً دشوار است. به همـين دليـل، بايد اولين داستان هايي كه كودكان مي شنوند، اثر اخلاقي صحيح مـورد نظـر را بـر او بگـذارد
(همان: 19).
يكي از برجسته ترين موضوع هايي كه محققان سواد رسانه اي در كشورهاي گوناگون بـا اجمـاع دربارة آن اظهار نگراني كرده و بر ضرورت به كارگيري ساز و كارهاي مختلف بـراي مقابلـه بـا اين مسئله يا كاهش آثار آن، تأكيد دارند، موضوع بازنمايي خشونت در رسانه هـا و آثـار آن بـر روح و روان كودكان بوده است. خشونت رسانه اي سه تأثير عمده بر مخاطب باقي ميگذارد:
1. فراگيري رفتار و طبع خشونت آميز
2. حساست زدايي در مقابل خشونت
3. ترس فزاينده از اينكه خود فرد، قرباني خشونت شود (همان: 29)
در هر سه مورد ياد شده، ضرورت دارد هم خانواده هاي كودكان و هم خود آنها به شناختي از آثـار محصولات رسانهاي مشحون از خشونت دست يابند تا كودكان از تماشاي ايـن توليـدات شـامل فيلمهاي سينمايي، سريالها، انيميشنها، ويدئو موزيك ها، بازي هـاي رايانـه اي و نظيـر ايـنهـا خودداري كنند . در حقيقت، مهمترين راهكار در اينباره، خودداري از تماشا است چرا كه هـر سـه عارضه ياد شده، به دليل ويژگيهاي خاص كودك، به صـورت ناخوداگـاه رخ مـيدهنـد . چنانچـه والدين در كنار كودكان حضور داشته باشند و هنگـام تماشـاي چنـين محـصولاتي، جنبـه هـاي گوناگون غيرواقعي بودن اين بازنمايي ها از جمله استفاده از جلوه هـاي ويـژه را بـه كودكانـ شان بياموزند، مي توان اميدوار بود كه تا حدودي از آثار مخرب اين محصولات كاسته شود.

نظرات
ارسال نظر