حساسيت زدايي در مورد خشونت

حساسيت زدايي در مورد خشونت

حساسيت زدايي در مورد خشونت

عبدالله بیچرانلو


در مورد فراگيري خشونت توسط كودكان تحت تأثير توليدات رسـانه اي بازنماياننـده خـشونت،به طور مكرر در رسانه هاي گوناگون، صاحب نظران بحثهاي مفصلي را طرح كرده اند و اغلـب افراد در اين زمينة آگاهي دارند، اما فرايند حساسيت زدايي درباره خشونت، موضوعي است كـه به جهت پيچيده تر بودن فرايند آن، افراد، كمتر در اين زمينه اگاهي وجود دارد.
مطالعات روان شناسان اجتماعي نشان داده است كه قرار گرفتن مكرر در معرض رويدادهاي دردناك و ناخوشايند اثر كرخت كنندهاي بر حساسيت ما در مقابل اين رويدادها باقي ميگـذارد .
در يك آزمايش ويكتور كلاين و همكارانش پاسخهاي فيزيولوژيكي چنـدين مـرد جـوان را درهنگامي كه آنان يك مسابقه مشت زني خونين و وحشيانه را تماشا مي كردند، اندازه گرفتنـد. بـه نظر رسيد آناني كه روزانه مقدار زيادي تلويزيون تماشا مي كردند، در قبال ضرب و جرحي كـه در رينگ انجام مي گرفت، نسبتاً بيتفاوت بودند . آنان شـواهد فيزيولـوژيكي انـدكي از هيجـان،اضطراب و غيره نشان دادند و با بي حالي و خماري با خشونت برخورد كردند. از سـوي ديگـر،آناني كه به طور معمول نسبتاً كمتر تلويزيون تماشا مي كردند، برانگيختگي فيزيولـوژيكي زيـادي 99 داشتند و خشونت واقعاً بر آنان اثر گذاشته بود.
به همين ترتيب، مارگارت هـانراتي تومـاس و هــمكارانش نــشان دادهانـد كـه تــماشاي خشونت تلويزيوني مي تواند متعاقباً واكنشهاي مردم را به هنگـام مواجهـه بـا پرخاشـگري درزندگي واقعي، دچار كـرخـتي و بي حسي كند. توماس آزمودنيهاي خـود را وادار كـرد كـه يـايك برنامه خشن پليسي، يا يك بازي مهيج و غيرخشونت آميز واليبـال را تماشـا كننـد. پـس ازتنفسي كوتاه، به آنان اجازه داده شد تا برخورد كلامي و بـدني پرخاشـگرانه را بـين دو كـودك پيش دبستاني مشاهده كنند. كساني كه برنامة پليسي را تماشا كرده بودند، پاسخي كمتر هيجـاني نشان دادند تا آناني كه بازي واليبال را ديده بودند. چنين مي نمايد كه مـشاهدة خـشونت اوليـه،باعث حساسيت زدايي آنان در مقابل اقدام خشونت آميز بيشتر شده بود. آنان از رويدادي كه بايد آنها را ناراحت مي كرد، ناراحت نشدند. در حالي كه چنين واكنشي ممكن است به لحاظ رواني ما را از ناراحت شدن محافظت كند، اين تأثير ناخواسته را نيز دارد كه عدم حـساسيت مـا را درقبال قربانيان خشونت افزايش ميدهد. توماس در يك آزمايش پيگيرانه، از اين استدلال يك گام فراتر رفت . وي نشان داد دانشجوياني كه در معرض خـشونت تلويزيـوني زيـادي قـرار گرفتـه بودند، نه تنها شواهدي فيزيولوژيكي مبني بر پذيرش بيشتر خشونت را نشان دادند ، بلكه علاوه بر آن وقتي كه متعاقباً فرصتي براي وارد آوردن ضربه هاي الكتريكي بر دانشجويي ديگر به آنها داده شد، نسبت به دانـشجويان گـروه گـواه، ضربه هاي الكتريكـي نيرومنـدتري وارد آوردنـد(ارونسون، 1386: 4ـ303). شايد بتوان علت برخي از رفتارهاي اجتماعي كه امروز در جامعه ما ديده مي شود را در آثار رسانه ها بر افراد جستوجو كرد؛ براي مثال، ارتكاب به برخي جـرائم وخشونتهاي خياباني كه در سالهاي اخير بسيار بارز بوده، در كنار عدم حـساسيت بـسياري ازمردم هنگام مواجهه با آنها نمونه اين موضوع است. گاهي مشاهده شده اسـت كـه افـرادي درخيابان (براي مثال در ماجراي ميدان كاج در سال 1390 كه به قتل يك نفر منجـر شـد) هنگـ ام مواجهة با چنين مـسائلي صـرفاً بـه تماشـاي آن مـي پردازنـد، يـا در كمـال آرامـش اقـدام بـه تصويربرداري با موبايل از ماجرا مي كنند، گويي از دنياي واقعي غافل شده و در حـال تماشـاي فيلمي سينمايي هستند.
آثار رواني تماشاي خشونت بر كودكان، گاه تا پايان عمر بر روح و روان آن ها مـي مانـد از.
اين رو، در آموزش سواد رسانه اي به خانواده ها و كودكان، يكـي از موضـوعهـايي كـه بايـد دراولويت قرار بگيرد، و معمولاً افـراد حـساسيت زيـادي بـه بحـث دربـارة آن ندارنـد، موضـوع بازنمايي خشونت در رسانه ها است.

نظرات
ارسال نظر