توسعة سواد رسانه اي ؛ توانمند سازي مخاطب

توسعة سواد رسانه اي ؛ توانمند سازي مخاطب

توسعة سواد رسانه اي ؛ توانمند سازي مخاطب

در مقابل مسائل گوناگون مربوط به كژكاركردهاي تعامل رسانه ها و مخاطبان و نيز رسانه هاي نوين و كاربران، يكي از مهمترين راهبردهايي كه بر سوية مخاطبان متمركز است، گسترش سواد رسانه اي در ميان مخاطبان است. وقتي سخن از سواد رسانه اي به ميان مي آيد بـراي بـسياري از افـراد، اصـطلاح سواد رسانه اي، به معني توانايي مطالعة مطبوعات و رسانه هاي نوشتاري يا بهره گيري از محـصولات شنيداري و ديداري يا توانايي كار كردن بـا رايانـه مـثلاً دانـستن اصـطلاحات رايانه اي، اسـتفاده ازنرم افزارها و سخت افزارهاي رايانه اي يا توانايي استفاده از بـازي هـاي رايانـه اي، اسـتفاده از فـضاي مجازي و بهره گيري از موتورهاي جستوجو، وب نوشت ها، سايت هـا، شـبكه هـاي اجتمـاعي و...

است. اما مراد محققان ارتباطات از سواد رسانه اي، با اين برداشت از سواد رسانه اي، متفاوت اسـت.

گرچه توانايي خواندن مطبوعات و بهره گيري از محـصولات شـنيداري و ديـداري يـا رسـانه هـاي مجازي، باعث ضرورت سواد رسانه اي شده است اما اسـتفاده از آنهـا بـه معنـاي سـواد رسـانه اي، محسوب نمي شود. يادگيري اين نوع توانمندي ها ذيل مفهومي به نام ”آموزش رسانه اي “ ميگنجد كه 101 پيشينهاي طولاني دارد و در حقيقت، در هر دورة زماني با پديد آمدن هر نوع رسانه اي، آموزشهـاي مربوط به بهره گيري از آن نيز ضرورت پيدا كرده است. نسل هاي گوناگون متناسب بـا توسـعه يـك نوع رسانه، تلاش كرده اند با يادگيري مهارتهاي بهره گيري از آن رسـانه، در اسـتفاده مـؤثر از آن متبحر شوند. براي مثال، در دورهاي، توانايي خواندن، براي استفاده از رسانة كتاب و سپس مطبوعات ضرورت داشت.

از ديدگاه دانشمندان ارتباطات، مخاطبان رسانه ها پيوسته در معرض انواع پيام هاي رسـانه اي هستند كه لازم است اين پيامها درك، تحليل و تفسير شوند. به ايـن قـدرت و تـوان تحليـل وتفسير پيام هاي رسانه اي در اصطلاح ”سواد رسانه اي“ گفته مي شود. هر چه ميزان سواد رسانه اي فردي بالاتر باشد، قدرت و توان بيشتري در شناخت و درك محتواي رسانه ها، تحليل و تفـسيرو نقد آنها دارد و هرچه اين توانايي در يك مخاطب رسانه اي بيشتر باشد، آسيب پذيري او درمقابل رسانه ها كمتر و قدرت تشخيص و بينش او در اين خصوص كه خود يا اطرافيانش از چهرسانه هايي و نيز چه محصولات رسـانه اي بهـره بگيرنـد يـا اينكـه در صـورت اسـتفاده از هـرمحصول رسانه اي، چگونه در مقابل آسيبهاي آن مصون باشند يا از پيامها، مضامين و محتواي مفيد آن ها، بهره مناسب بگيرند، بيشتر خواهد بود.

موضوع سواد رسانه اي بر اين رويكرد استوار است كه با گسترش آگاهي هاي بـشري و نيـزبا تنوع روزافزوني كه در رسانه ها و منابع مختلف دستيابي به انواع پيام ها براي مخاطبـان پديـدآمده است، تأثيرگذاري رسانه ها تحت تأثير بافتي كه مخاطب در آن زيست مي كند، قـرار دارد واينگونه نيست كه پيام هاي رسانه اي، نخست، لزوماً از تأثير بسيار بالايي برخوردار باشند و دوم،پيام هاي رسانه اي همان تأثير مورد نظر توليدكنندگان پيام ها را داشته باشند. بر اين اساس ممكن است براي مثال، تماشاگران آمريكايي فيلم 300، با تماشاي اين فيلم به نوعي نگاه دربارة ايـران برسند و چنين برداشتي در آنها ايجاد شود كه ايرانيان ملتي خشن و جنگجو هستند، در حـاليكه مخاطبان ايراني با تماشاي اين فيلم، به نوعي اشمئزاز دربارة اين فيلم برسند چرا كه پيام هاي فيلم را ستيزه جويانه بدانند . در اين مورد تفسير و برداشت هـر دسـته از مخاطبـان، تحت تأثير دانش فرهنگي پيشين آنها است و لزوماً آن معني مورد نظر زك اسنايدر، كارگردان ايـن فـيلم،در نظر همة مخاطبان نمي آيد.  

در حقيقت، هدف اصلي سواد رسانه اي اين است كه مخاطبان به قدرت و توانـايي بيـشتريدر تفسير، تعبير، تحليل و نقد پيامهاي رسانه اي دست يابند. سـواد رسـانه اي بـه افـراد توانـايي مي بخشد تا ضمن اينكه متفكراني منتقد باشند خود نيز به مولدان خلاق پيامها تبديل شـوند، درحالي كه فناوريهاي ارتباطي، جوامع مختلف را متحول ساخته، بر فهم و ادراك ما از خودمـان،جوامع مان و تنوع فرهنگي ما تأثير مي گذارد، مسلماً بهره مندي از سواد رسانه اي، مهارتي حيـاتي براي قرن بيست و يكم به حساب ميآيد. سواد رسانه اي در مفهوم وسيع خـود شـامل توانـايي دسترسي، تحليل، ارزيابي و پردازش فعـال اطلاعـات در اشـكال مختلـف پيـامهـاي مكتـوب،ديداري و شنيداري است. به عبـارتي سـواد رسـانه اي پاسـخي ضـروري، غيرقابـل اجتنـاب وواقع نگرانه به محيط رسانه اي پيچيده و دائم در حال تغيير و تحول اطراف ما است.  

مبناي اساسي سواد رسانه اي اين است كه به قدرت تشخيص، تحليل و شناخت مخاطبان ازرسانه ها اعتماد شود و آنها با آموزش هايي كه فرا مـيگيرنـد، توانمنـدي لازم را بـراي مـصونماندن از عوارض پيام هاي رسانه اي پيدا مي كنند، اما چنانچه سياستگذاران فرهنگي و رسانه اي چنين رويكردي اتخاذ نكنند و در نظر آنها افـراد داراي قابليـت و ظرفيـت چنـين شـناخت وادراكي دانسته نشوند، آموزش سواد رسانه اي منتفي خواهد بود. در چنـين فـضاي اعتمـادي بـاتوانمند شدن مخاطبان، به ويژه كودكان، جوانان و زنـان مـي تـوان ضـمن پـرورش نـسل هـايي فرهيخته، از بسياري از هزينه هاي اجتماعي، سياسي، فرهنگي و حتي اقتصادي تحميل شده بـركشور جلوگيري كرد.  

نكتة اساسي كه بايد به آن توجه داشت، ايـن اسـت كـه بـا وجـود اينكـه سـواد رسـانه اي، پرسش هاي انتقادي را در خصوص تأثيرات رسانه ها مطرح مـي كنـ د، امـا سـواد رسـانه اي وارد چالش و مخالفت با رسانه ها و توليدات رسانه اي نمي شود، بلكه هدف اصلي آن، كمك به همـة افراد به ويژه كودكان و نوجوانان است تا از طريق مهارتهاي سواد رسانه اي كه در برابر محيط آلودة رسانه اي عصر حاضر بسيار آسيب پذيرند، كمك كند تا در خصوص انواع رسانه ها نقـاد، دقيق و تحليل گر باشند.

عمر دانش سواد رسانه اي در جهان، بيش از سه دهه است و بيـشتر در كـشورهاي ژاپـن وكانادا مطرح بوده است. علت عمده برجسته شدن اين موضوع در برخي كشورها، مصون شـدن مخاطبان، به ويژه كودكان در مقابل انواع تبليغات تجاري و گاه خشونت و نيز برخـي مـضامين مشابه ديگر بوده است كه به منظور حمايت از مخاطبان، اين بحث به تدريج جايگاه خود را درمحافل علمي جهان گشود.

در برخي از اين كشورها، سواد رسانه اي به اندازه اي اهميت دارد كه آن را يك مـاده درسـي در ميان مواد درسي دورههاي تحصيلي راهنمايي تا مقطع ديپلم به رسميت شـناخته انـد و آن رابراي سنين بزرگسال و مقاطع تحصيلي بالاتر نيز طراحي كرده اند . ادبيـات سـواد رسـانه اي دركشور ما كمتر از يك دهه است كه مطرح شده اما جز مقالاتي محدود، ترجمة يك كتاب و يكويژهنامة فصلنامة ،رسانه به طور جدي و مستقل به اين مقوله پرداخته نشده است.

گسترش نشريات حوزة رسانه در كشور، به ويژه با رويكرد تحليلي و آگاهي بخشي در زمينه توليدات رسانه اي در جهان و ايـران، توليـد برنامـه هـاي راديـويي و تلويزيـوني و نيـز تقويـت فعاليت هاي مجازي با اين رويكرد مي تواند به تدريج زمينة تعميق و گسترش سواد رسـانه اي را در ميان مخاطبان ايراني فراهم كند. 

لازم به تذكر است كه گسترش سواد رسانه اي در درجة نخـست بايـد بـر كودكـان متمركـزباشد كه به نظر مي رسد در اين زمينه در كشورمان در غفلت به سر مي بريم و ضـرورت دارد بـا توليد نشريات و ديگر توليدات رسانه اي (شامل فيلم، بازي رايانه اي و...) نخست اين دسـته ازمخاطبان رسانه ها كه در برابر انواع توليدات رسانه اي، خلع سلاح هستند، توانمند شوند. مهم تـراز اين گونه توليدات رسانه اي كه باعث كمك به توسعه سـواد رسـانه اي مـي شـوند، ضـرورت تشكيل كارگاه ها و كلاس هاي سواد رسانه اي براي كودكان و نوجوانان است. در نگاه مـديريت فرهنگي كنوني، تمركز لازم در ايـن زمينـه بـر كودكـان وجـود نـدارد و عمـدتاً تـلاش هـا بـه دانشجويان در دانشگاه يا اردوهاي دانشجويي معطوف شده است.

ملاحظاتي دربارة اجراي برنامة آموزش سواد رسانه اي در ايران

توجه به اين نكته ضرورت دارد كـه آمـوزش سـواد رسـانه اي، در كـشورهاي مختلـف بـا اهـداف گوناگون، پيگيري مي شود و در فضاي فرهنگي، اجتماعي خاص ايران نيز، اجراي برنامه هـاي سـوادرسانه اي، اقتضائات خاص خود را ميطلبد. در بسياري از كشورهايي كه اقتصاد آزاد يا بازار در آنها حاكم است، به دليل اين كه تبليغات تجاري گسترده، كودكان را هدف قـرار داده اسـت و كودكـان،اسيران اين گونه تبليغات، به شمار مي روند، آموزش سواد رسانه اي با اين هدف، صورت ميگيرد كه كودكان، از عوارض و پيامدهاي ناخوشايند تبليغات تجاري، مصون بمانند.  

در محيط رسانه اي كنوني ايران، ضـروري اسـت كـه عـلاوه بـر تـلاش بـراي دسـتيابي بـه توانمندي نقد و تحليل توليدات رسانه اي داخلي، بخشي از برنامه هاي سواد رسانه اي بر شناخت و ارزيابي اهداف و محتـواي رسـانه اي فرامـرزي همچـون شـبكه هـاي تلويزيـوني مـاهوارهاي اختصاص يابد.  

اجراي برنامة آموزش سواد رسانه اي در ايران، نيازمند همكاري گسترده دسـتگاههـاي گونـاگون فرهنگي، اعم از سازمان صدا و سيما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، وزارت آموزش و پـرورش،وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، وزارت ورزش و جوانان، سازمان تبليغات اسلامي، دفتر تبليغات اسلامي حوزة علمية قم، ستادهاي اقامة نماز جمعه، سازمانها يا معاونتهاي فرهنگي شهرداريهـا،سازمان بسيج مستضعفين، نهاد نمايندگي رهبري در دانـشگاه هـا، كـانون هـاي فرهنگـي مـساجد و موسسات فرهنگي غيردولتي... است.

به دلايل گوناگون از جمله ناآگاهي دقيق از موضوع سواد رسـانه اي و آمـوزش آن، مـسائل مربوط به بودجة اجراي چنين برنامه اي، نبود متخصصان كافي صـاحب دانـش در زمينـة سـواد رسانه اي، ناهماهنگي مطلوب ميان دستگاه هاي فرهنگي كـشور بـه منظـور اجـراي برنامـه هـاي مشترك ملي، و عدم باور يا اولويت دهي به ضرورت آموزش سواد رسانه اي به عنوان راهبـردي مخاطب محور باعث شده است تا بسياري از مخاطبان و كـاربران ايرانـي رسـانه هـاي سـنتّي واينترنت در برابر اين رسانه ها منفعل باشند.  

به نظر مي رسد در گام اول همچون بسياري از برنامه هاي فرهنگـي بنيـاديني كـه در كـشورتدوين شده و به مرحله اجرا رسيده اند همچون ”نقـشه جـامع علمـي كـشور“ و ”سـند تحـول بنيادين آموزش و پرورش“، ضروري است شوراي عالي انقلاب فرهنگي، ”برنامه جامع آموزش سواد رسانه اي“ در كشور را تدوين و نقش هر يك از دستگاه هاي فرهنگي كشور را در اجـراي آن تعيين كند.      

در ادامه با مطالعة برنامه هاي سواد رسانه اي در ديگر كشورها، با توجه به محيط فرهنگـي ونهادها و سازمان هاي نقش آفرين در محيط فرهنگي ـ اجتماعي كشور پرسـشهـايي طـرح شـدهاست كه چگونگي پاسخ بـه آنهـا در اجـراي برنامـه هـاي آمـوزش سـواد رسـانه اي در ايـران تعيين كننده خواهد بود.  

کلمات کلیدی : سواد رسانه Media literacy
نظرات
ارسال نظر