مربی اژدها

مربی اژدها

چگونه اژدهای خود را پرورش بدهیم

چکیده:
بررسی ” انیمیشن چگونه اژدهای خود را پرورش بدهیم ” که در ایران به اسم مربی اژدها دوبله شده است یکی از فیلم های مهم در زمینه کودک و تغییر تفکر غلط و یا مقابله با خرافات است داستان فیلم بازخوانی از قصه ای قدیمی در مورد اژدهاها دارد که می تواند تجربه مناسبی برای فیلم سازان و نویسندگان فیلم بر پایه قصه های فولکلور بشمار رود داستانی در مورد حمله اژدها ها و تغییر نگرش در مورد دشمن دانستن آنها لازم به ذکر است که این فیلم در برخی موارد نیز بسیار قابل توجه است مانند مساله جنگ نرم و موضوعاتی اینجنینی اما با توجه به رویکرد نشریه در بررسی موضوع از حیث داستان پردازی برای کودک به این بخش متعرض نمی شویم و بخشهایی که مربوط به کودک است بررسی می گردد.
این داستان با توجه به اینکه داستان مایه آن می تواند در ژانر وحشت طراحی شود اما به گونه ای مهندسی شده است که پس از پایان قصه نه تنها کودکان از اژدها نمی ترسند بلکه دوست دارند اژدها نیز داشته باشند و شاید والدینی مجبور باشند برای کودکانشان یک اژدهای واقعی نیز تهیه کنند این موضوع و یافتی مهندسی پیام در قصه پردازی می تواند برای داستان پردازان بومی ایران بسیار مورد توجه باشد زیرا متاسفانه در بیشتر اثار ایرانی متوجه می شویم که قصه پردازی دیوها و… تاثیر بسیار بدی بر روان کودکان گذاشته است و گزارش هایی که در این مورد مشاوران روانشناس بیان میکنند در مورد نحوه داستان پردازی های ایرانی بسیار به مرز خطرناکی رسیده است توجه به این مهم در داستان چگونه اژدهای خود را پرورش دهیم و نحوه مواجه اژدها ها د راین اثر الگوی بسیار مناسبی در زمینه تصویر گری آثاری با مولفه هایی که می تواند حرکت بر لبه تیغ ترس کودک و یا دوست داشتن کارکتر توسط کودک باشد بشمار می رود.

 

داستان فیلم :
قصه ی فیلم راجع به یک سرزمین بی آب و علف است که مردمانش دشمنانی ویرانگر دارند که هر چند وقت یک بار با حمله به روستا آنرا غارت می کنند تا اینکه یکی از کودکان روستا که تلاش می کند خود را به پدرش نشان دهد به صورت اتفاقی اژدهایی شکار می کند که نمی تواند اورا بکشد درمسیر داستان او متوجه می شود که می تواند اعتقاد به دشمن بودن اژدها را بازنگری کرد ولی این نگاه باعث مخالفت اولیا شده و قصه را پیش می برد لازم به ذکر است که سریال این فیلم نیز تولید شده است و مخاطب خوبی دارد.


قصه تفصیلی و تحلیل قصه :
روابط پدر با پسر یکی از مهمترین دستمایه های داستان پردازی به شمار میرود در این نوع داستان ها پدر در با علاقه وافری که به پسرش دارد ولی نمی تواند روی او حساب کند. و پسر در تلاش است تا خود و توانایی های خود را به پدر بنمایاند حال چگونه این اتفاق رخ دهد می تواند داستان ها را متعدد کند. روایت داستان چگونه اژدهای خود را پرورش دهیم داستان پسری است بسیار لاغر و نحیف که در روستایی با مردمانی بسیار برومند، روستایی وایکینگ ها که به گفته راوی داستان که خود پسرک است نه میوه ای در آن رشد می کند و بقیه شرایط زندگی همه بسیار مشکل است. به خاطر سرما و همیشه سال برف می آید و ۳ ماه هم تگرگ می آید البته این بخش در فیلم دیده نشد هرچند که می گوید داستان از اینجا شروع می شود که این سرزمین که می گوید بی آب و علف است فقط منبع درآمدشان یک مشت گوسفند است و ماهی هایی که از دریا می گیرند.

 

در این روستا وایکینگ ها زندگی می کنند که ۳۰۰ سال هم قدمت دارند اما این روستا مشکل عجیبی دارد و آن حمله اژدها هاست که بدون هماهنگی و هشداری روستا را غارت می کنند و چون از دهانشان آتش بیرون می آید وقتی که آنان را فراری می دهند روستایی سوخته خواهند د اشت. حال در زمانی که همه مردم روستا فکر و ذکرشان نابودی اژدهاهاست پسرک قصه ما به طور اتفاقی از اسلحه مخصوص تیری در تاریکی می اندازد و با اینکه با این کار باعث خسارت سنگینی می شود اما کسی باور نمی کند که تیر او به مهمترین و خطرناکترین اژدها برخورده است که در تاریخ وایکینگ ها هنوز کسی او را شکار نکرده است. فردای آنروز پسرک اژدهای زخمی را پیدا می کند و تصمیم می گیرد قلب او را برای پدرش ببرد تا خود را به پدرش نشان دهد اما با نگاه بر چهره مظلوم اژدها دلش می سوزد و متوجه می شود که توان چنین کاری را ندارد در این مواجهه اژدها که دمش دچار مشکل شده نمی تواند از دره ای که که در آن گیر افتاده فرار کند پسرگ با طراحی دم مصنوعی به اژدها کمک می کند و حالا دوستان خوبی برای هم می شوند پسرک در مواجه با اژدها به رموز اداره و هدایت اژدهاها پی می برد او با نگاه تجربی از پدیده ها اطراف و تاثیر آن بر اژدهاها به یک مربی اژدها تبدیل می گردد و زمانی که والدین بچه ها به دنبال یافتن محل اختفای اژدهاها لشگر کشیده اند و باید بچه ها رموز اژدها کشی را بیاموزند پسرک قدرت خود را در رام کردن اژدهاها به خوبی نشان می دهد.

 

تا اینکه دخترکی روستایی متوجه رابطه پسرک و اژدها شده و تصمیم میگیرد این موضوع را برملا کند اما پسرک تلاش می کند موضوع بی خطر بودن اژدهایش را برای دخترک توضیح دهد اما از قضا هردو و اژدها وارد ماجرایی خطرناک می شوند همه اژدهاها که به غارت روستاها می پردازند آنچه غارت می کنند را برای اژدهایی بزرگ می برند که گویا برده دار اژدها هاست فردای انروز پسرک به خاطر توانمندی هایش مفتخر به کشتن اژدها می شود اما پسرک در روز جشن به مردم روستا می گوید که ضرورتی ندارد که اژدها ها را دشمن بدارند اما مردم روستا حرف او را نمی پذیرند و با اسارت اژدهایش به سمت ملکه اژدها ها لشگر کشی می کنند اما در لحظه ای که در حال شکست از ملکه اژدها هستند پسرک با همراهی کودکان روستا و اژدها های دست اموز به کمک والدین می آیند و پسرک در زمانی که پدرش متوجه اشتباهش شده است با کمک اژدهایش ملکه اژدها ها را می کشد و خود نیز پایش را از دست می دهد. در مسیر داستان بچه ها متوجه می شوند که حدود شاید ۲۰، ۳۰ نوع اژدها وجود دارد.

 

نکات قوت :
داستان اصلی فیلم در مورد کودکی است که توانایی مناسبی از حیث جسمی ندارد. یعنی در روستایی که وظیفه همه حتی زنان نیز کشتن اژدها هاست نمی تواند یک شمشیر را هم بلند کند. اما با ذهن خود و مهندسی و استفاده از ابزار و یا اژدها ها در راستای اهداف خود مردم روستا را نجات دهد توجه و دقت در توانایی های کودک و عدم سرزنش کودک به خاطر خلقت خدادادیش در این مواجه بسیار عالی ترسیم شده است.
زمانی که قدرت بدنی مهمتر بود بهترین شوهران و بهترین افراد قبیله آنهایی بودند که قدرت بدنی برتر داشتند مشخص بود که می توانند قبیله را نجات بدهند و می توانند نسل را ادامه بدهند ولی الان که قدرت بدنی خیلی اهمیت ندارد آن هوش و فکر و خلاقیت است که اهمیت دارد که در همین گروه هم این پسره مورد توجه قرار می گیرد وقتی می تواند توانمندی خودش را در رام کردن و برخورد با اژدها ها بروز بدهد یک بخشی هم در ترمیم رابطه پدر و پسر یک روایت دارد که می گوید بچه های خودتان را نسبت به زمان های خودتان بزرگ کنید یعنی شاید چیزهایی هست که اینها می فهمند ولی بابا و مامان نمی فهمند.
این فیلم یکی از فیلم های مناسب برای ترمیم رابطه پدر و پسری است. و شاید نمونه مشابه آن به نام شجاع دل تلاش می کند رابطه دختر و مادر را نیز ترمیم کند. در ابتدا تا صحنه ای که پسرک در حال سوار شدن بر اژدهایش قرار است بر ملکه اژدها ها حمله ور شود زمان ترمیم رابطه پدر و پسر کلید می خورد. پدر با لحنی آغشته به غرور از اینکه چنین پسری دارد از پسرش می خواهد که اگر نخواست می تواند به حمله آخر دست نزند اما پسرک با اقتدار به پدرش می گوید که ما مردان اقتداریم و زمانی که پدر با عذر خواهی از او وی را راهی حمله می کند که به سان اسکادران هوایی صورت می گیرد این عذر خواهی انرژی زیادی به پسرک می دهد، نحوه توجه به این نوع گفتگو الگوی مناسبی در زمینه تحول پدر و ترمیم رابطه پدر و پسری است.
این داستان به نوعی می تواند داستانی در حوزه تحول نیز بشمار آید پسری که دغدغه اصلی پدرش این است که شکار اژدها ها نشود داستان به این گونه است که ضرورتی ندارد بر انچه جامعه میگوید تاکید کرد تو خود با دقت و استفاده صحیح از فطرت و نگاه صحیح به اطراف می توانی تحول جامعه را، نگاه به فرد را و رابطه با دوستان و خویشاوندان را به بهترین نحو اصلاح کرد و حتی می توان با این نگاه منجی جامعه نیز شد.
در حوزه تربیت و آموزش نیز قصه حرف هایی برای گفتن دارد و آن اشاره به نگرانی های والدین است. پسرک در محیطی زندگی می کند که قدرت بدنی مهمترین مولفه برای بقاست پدر نگران است و می داند که پسرک از پس اژدها ها برنخواهد آمد و دغدغه پدر این است که اژدها پسرش را نخورند اما در نهایت دقت و هوش پسرک است که جامعه را نجات می دهد نه قدرت بدنی. توجه به اینکه هر فردی قابلیت خود را دارد نکته مهمی در تربیت است.
قصه پردازی فیلم به نحوی به سمت فرار از آموزش معمول نیز توجه دارد آموزشی بدون مبنای اینکه بر واقعیت منطبق است یا نه. تمرین بر روی اژدهاهای اسیر که سه قرن است در جامعه فیلم معمول است اگر به سمت واقع پذیری برود می توان مشکلات جامعه را حل کند پسرک انچه آموخته است در بستری است که تقریبا ربطی به معادلات از پیش تعیین شده آموزش در نظام اموزشی وایکینگ ها ندارد او انچه می آموزد و توسعه می دهد چیزی است که در واقعیت جهان بیرون اتفاق می افتد نه در محیط آزمایشگاه و یا با پیش فرض های خرافی جامعه.
همانطور که می دانید مهندسی داستان و فیلمنامه نویسی در هالیوود به نوعی ملهم از موسیقی است به عنوان مثال وقتی شما یک موسیقی گوش می کنید ابتدا یک ریتمی شروع می شود زمانی که ذهن شما با این ریتم عادت می کند و طبق قوانین روانشناسی ذهی تمایل ندارد که این روند قطع شود برای برهم زدن فضای ذهنی موسیقی دان ریتم دوم را به ریتم اول اضافه می کند این دو یعنی ادامه ریتم اول و اضافه شدن ریتم دوم علاوه بر هوشیار کردن و ایجاد اضطراب به نوعی توجه فرد را بر موسیقی زیاد می کند این روند با ریتم های سوم و چهارم و … ذهن شما را هوشیار تر و توجه شما به موسیقی مورد نظر افزایش می یابد و همینطور که هیجانی تر می شود این ریتم های متوالی باعث می شود حالت سکونی که مغز به دنبال ان است شکسته شده و تمرکز بر آهنگ نیز افزایش می یابد این تجربه دقیقا در فیلمنامه نویسی نیز انجام می شود یعنی در سیر قصه بیننده از یک نقطه آ به نقطه ب می رسیم بعد وسط سیر این قصه که عموما حداقل زمان بندی ۵ الی ۱۰ دقیقه است ناگهان مانند ریتم دوم موسیقی قصه دوم شروع می شود و همینطور قصه سوم و …اگر در داستان این موضوع را پیگیری کنیم در قصه اول داستان راوی پسرک موقعیت روستایش را برای شما توضیح می دهد در این حین شما و ذهن شما با این قصه هماهنگ شده اید که ناگهان قصه دوم در قصه اول آغاز می شود روستا مورد حمله اژدها قرار می گیرد در این زمان قصه سوم شروع می شود پسرک از اتفاق منجنیق را به سمت نقطه ای که فکر می کند اژدهاست پرتاب می کند و همه در روستا او را شماتت می کنند در قصه بعدی در ۵ دقیقه بعدی او اژدهایی را در جنگل می یابد و همینطور قصه ادامه می یابد در بقیه انیمیشن ها نیز اینگونه است که می توان به صورت مناسب آنرا تقطیع نموده و با مهندسی معکوس به رویکرد مناسب در مورد قصه دست یافت البته کاملا مشخص است که کل اثر یک رویکرد کامل نیز دارد که قصه یک پسری که بی دست و پا است که با توانمندی و هوشش روستاییان را نجات می دهد


این قصه به نظر یک قصه اصلی دارد در مورد قصه اصلیش یک قاعده روانشناسی وجود دارد که شما از یک چیزی می ترسید ولی اشتباه می کنید حتی انگلیسیش این است که چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم. در درون شما اژدهایی وجود دارد شما می توانید با تربیت این اژدها خود و جامعه را ایمن کنید این اژدها میتواند خشم حسادت و همه صفاتی که امروز بروز و ظهور خطر ناکی در جامعه دارند باشد شما می توانید اژدها خشم خود را بگونه ای تربیت کنید که نه تنها باعث خرابکاری نشود بلکه به کمک مظلومی بروید علاوه براین فردی که توان مهار اژدهایش را دارد می تواند با او به نوعی همدیگر را تکمیل کنند و در عین حال دیگران هم با توجه با این تجربه به خوبی اژدهایشان را تربیت می کنند. این تکاملشان باعث می شود که دوستانشان کلا پیشرفت بکند یعنی هم انها را به خدمت بگیرند هم از این خدمت که استفاده می کنند غذایی به آنها بدهند و تامین نیاز بشوند. یک بخش مثبت آن غلبه بر ترس است که آخرش دارد به بچه می فهماند که اگر تو غلبه بر ترس پیدا بکنی به پیروزی و موفقیت می رسی تا زمانی که خودت، خودت را باور نداشته باشی پیروزی سر راه تو وجود ندارد. یکی دیگر هم بحث این که همه نقص ها قابل درمان هستند یک زمان هایی همین نقص ها سکوی پرش می شوند مثل بال و پای پسر کنار همدیگر وقتی قرار می گیرند مکمل یکدیگر می شوند.
مطلب دوم این که این فیلم خیلی از نظر آموزش روانی خیلی فیلم قشنگی است یعنی فرض می کنیم در موضوع ترس کودکان یا در موضوع اضطراب یا خیلی از موضوعات دیگر این فیلم می تواند یک بستری برای ما آماده کند که ما یکسری مفاهیم را متناسب با محتوای داستان به بچه منتقل کنیم. اگر این فیلم یک حالت کنترل شده به بچه آموزش داده بشود یکی از مشکلاتی که پدر و مادر با بچه هایشان دارند این است که با بچه ارتباط برقرار کنند و این که جرقه ارتباط از کجا زده بشود و من حرفهایم را بر چه مبنایی یا بستری تحویل بچه ام بدهم این خیلی مهم است چه بسا پدر و مادری که زرنگ باشند می توانند این فیلم را یکطوری با هم ببینند بعدا وقتی بچه یکجا کم می آورد یا کم نیاورد باب دیالوگ را با او باز کنند و از ان سکانس هایی که در فیلم است بیایند استفاده کنند
یک بحث دیگر بحث هوش اخلاقی است ما چند نوع هوش داریم هوشی که فعلا هست هوش عمومی یا همین آی کیو است این آی کیو را دیگر کس رویش حرف ندارد وی هوش هیجانی را هنوز رویش حرف است هوش معنوی داریم یک بحثی هم هست که جدیدا به آن پرداخته شده است این که ما چطور می توانیم هوش اخلاقی بچه را ارتقاء ببخشیم یکی از مباحثی که در هوش اخلاقی مطرح است بحث مهربانی است یک اشتباهی که خانواده ها می کنند خیال می کنند به صرف این که به بچه بگویند مهربان باش حل می شود این یک آموزش دارد یعنی پرورش مهربانی در کودک. این فیلم یک طورایی دارد به من این پیام را می دهد که شما اگر بخواهید مثلا مهربانی را به بچه ات آموزش بدهی باید به او اموزش بدهی و این فیلم دارد نشان می دهد که که چطور تو می توانی از چه راهکارهایی استفاده کنی که چه فوایدی مهربانی دارد و این که چطور می توانی مهربانی کنی. مثلا وقتی می خواهیم با کسی رابطه برقرار کنیم سعی کنیم که رگ خوابش را متوجه بشویم ببینیم به چه چیزهایی حساسیت دارد. این فیلم یک پیام خیلی قشنگی دارد این که شما از اول داستان تا آخر داستان می بینید در بچه هیچ تغییری ایجاد نمی شود یعنی بچه از همان اول دست و پا چلفتی است آخرش هم دست و پا چلفتی است یعنی هنوز آن دختر نیروی قاهر است ولی می گوید شما در همین حوزه ای که هستید با همین کارکتر شخصیتی که دارید بدان زیاد خودت را دردسر بدهید چطور می توانید یک نگاه و رفتار نو در خود ایجاد کنید. این پسر هیچ تغییر شخصیتی درش ایجاد نمی شود ولی یک سری رفتارهایی نشان می دهد که آن می تواند سرآمد جامعه اش باشد
راجع به این اژدها نکته ای هست که در این اژدها سعی کرده است که بستر واقعا یک بستر کودکانه باشد یعنی حرفهای مفت و زاید زیادی نزده است نیامده موارد فلسفی اضافه تعریف بکند نیامده خیلی از ساختارهایی را که می خواسته برای بزرگسال بگوید اینجا مطرح کند خلی ساده و راحت یک حرف را زده است خیلی آن را پیچیده نکرده است. من یکی از عناصری که می گویم یک فیلم کودک دارد باید راحت باشد یعنی خیلی راحت کودک بفهمد بتواند داستانش را درک کند خیلی پیچیده اش نکنند که هزارتا مفهوم های فلسفی و اینها بیاورند.
یک اضطرابی هست که پاتولوژیک می شود آسیب زا می شود یک موقع هست که اینطوری نیست. شما الان فرض کنید که در همین قضیه همین بحث اژدها، بالاخره اژدها بچه در عمرش ندیده است خیلی مناسب است. اما اگر از مساله مانند جن استفاده می کرد بسیار خطرناک می شد. مثلا در مدرسه ها بحثی که زیاد است بحث جن است شما وقتی می روید تو کار درمانش خیلی پیچیده است. الان با سنت هایی که فرد می سازد هالیوود می سازد اصلا جن و پری یک اتفاقی است که از ۱۹۸۰ آمده است به این طرف یعنی قبل از آکا جنگیر آمده اند و این را شروع کردند به یک پروسه ای که مردم را بترسانند .نمونه اش کار دو سال پیش یا سال پیش بود یک فیلم مستند مانند نشان داد نمونه اش آن بود یا یک نمونه دیگر جادوگر پروژه شهر بلر. نمونه های مختلفی هست که سعی می کنند که کودکان و بزرگسالان را از جن بترسانند پروژه جن هراسی در راستای همان فراماسونی است.
مثلا فرض بگیرید که اولا که ما یک بحثی داریم در روانشناسی که اصلا خود دیدن خشونت باعث می شود آن خشونت پنهان طرف یکجورایی ارضاء بشود. خود بحث اسلحه بعضی وقتها طوری می شود که طرف دیگر سراغ اسلحه نرود. اینطور هم نیست که هر چه قدر ما خشونت را ببینیم بیشتر ما خشن تر می شویم.


نکات ضعف :
یک بحث بسیار مهم در این اثر بحث دخترانه و پسرانه فیلم است در این فیلم استرید که نقش دخترک را دارد با اینکه اندام بسیار زنانه ای دارد اما رفتار بسیار خشن و مردانه دارد و شاید در فیلم نیز مردتر است تا پسرک. دختری هست در این مجموعه که از طبیعت دخترانه خودش خارج شده است و به یک جنگجو بدل شده است این از دیدگاه ما دیدگاه مناسبی نیست مشخص می کند یک دیدگاه فمنیستی است برابری در واقع زن و مرد پشت این قضیه و این برنامه هست.
استفاده از وسایل خشونت آمیز مثل تبر، شمشیر و پتک در ابتدای انیمیشن که با حمله اژدها شروع می شود. و در اخر نیز با نمایش جنگ با اژدها تمام می شود ما بین آن هم حمله ای است که دائم اینها دارند به روستا انجام می دهند. اولش خوب است ولی دائم چاقو نشان می دهند در تنش چاقو فرو کردند و اینها همه خشونت را دارد نشان می دهد و به بچه دارد آموزش می دهد که تو مستقیم برو در آن اتاقی که درست کردند با اژدها بجنگ. دائم دارد خشونت را منتقل می کند.
یکی دیگر آموزش و یادگیری در عمل است که بچه ها را می اندازند در دل اژدها که خودشان درواقع مقابل بکنند و با آنها مبارزه بکنند و آنها را شکست بدهند. فکر می کنم اصلی ترین نکته ای که دارد منتقل می کند این است که انسان با توانایی هایش می تواند بر هر چیزی غلبه پیدا بکند هر چیزی را در تسخیر خودش دربیاورد یک زمانی از نیروی بازویش استفاده می کند یک زمانی از محبت استفاده می کند یک زمانی از تفکر که اینجا این بیشتر دارد القا می کند که درست است زور و بازو جواب می دهد که از خودت محافظت بکنی ولی خیلی جاها نیرویی که محبت دارد غلبه پیدا می کند بر زور و بازو. درواقع هدف این پسر برای شکار اژدها یک هدف سطحی و فردی می شود یعنی پسر می خواهد برود اژدها را شکار بکند نه برای نجات مردمش نه برای نجات از آن وضعیتی که همه گرفتار هستند در آن، به خاطر این که توجه یک دختری را برای خودش داشته باشد
نکته منفی دیگر این لج و لجبازی های دختر و پسری در این برنامه بود. البته با توجه به اینکه در پایان اثر همه این لج و لجبازی های تبدیل به نوعی همدلی و همکاری برای غلبه بر مشکل می شود این نکته منفی را کمرنگ می کند اما توجه به این نکته که در بیشتر موارد کودک رفتار غلط را می آموزد بحث این است که شما می آیید یک نکته منفی را نشان می دهید در ادامه داستان سرهم می اورید و یک چیز خوبی از درونش به دست می آورید و مثلا ما اولش می گوییم این کار را بکن یعنی این کار را در شخصیت داستان دارند انجام میدهند وقتی می رویم جلو می گوییم دیدید این کار را کردم آسیب دیدم مثلا یک نمونه بارز آن سریال خط قرمز بود در این سریال نشان می داد چندتا جوان از خانه شان فرار می کنند می روند شمال و در آنجا همیشه در حال خوشگذارنی هستند می روند و در انجا یکدفعه برای اینکه بگویند این کار خوبی نیست آن ماشینی که اینها دزدیدند این ماشین مواد مخدر درش هست و بعد یکی ایدز گرفته و یک مشکلی برایش ایجاد شد و از این حرفها. ولی پیامی که منتقل می شود این است که در اولین فرصت با دوستانت یک قراری بگذار فرار کن بعدا کلی عشق و حال می کنی حواست باشد ماشین ندزدی اگر دزدیدی توش مواد مخدر بود سریع بهش بده گیر نیفتی. یعنی آن القایی که می شود آن القای مستقیم و تاثیر گذار معنیش این است که تو فرار کن. در اسیب شناسی بیان نکته غلط و سپس بیان راهکار صحیح این نکته اثبات شده است که به علل مختلف کودک و حتی بزرگسالان نیز بیشتر تحت تاثیرکار غلط قرار می گیرند.


رابطه دختر و پسرک در مراحلی اروتیک است.
مطلب بعدی بحث ابیوز است ما در کشورهای اروپایی آمریکایی به شدت بحث سوء استفاده داریم که یکی ابیوز جنسی است به شدت در غرب دارد تهدید می کند و بیشتر هم از همین بستگان و فامیل درجه یک مثل ددی و مامی و اینها. وقتی این فیلم را یک بچه می بیند یک طورایی عدم مبالات عدم ترس عدم احتیاط که طرف مقابلت هر کسی باشد هرچند که قیافه اش هم خیلی وحشتناک باشد تو می توانی با مهربانی مخصوصا برای دخترها، که بگوییم اگر کسی قیافش بد بود ازش نترس اگر باهاش مهربان باشی با تو کاری ندارد این اصلا درست نیست طرف مثلا قصد ابیوز دارد ابیوزش را می کند مهربان باهاش باشی یا نباشی این یعنی یکی از آسیب های پنهان این قضیه است که ما چقدر سناریو داریم در بحث های دختران و پسران کودک و نوجوان که اگر کسی به شما گفت مثلا بیا برویم بهت بستنی بدهم بگو که بستنی خوردم اگر هم بخواهم من خودم می روم می خرم یا بابام می خره تو نمی خواهد بخری. در حال با توجه به اسیب هایی که به کودکان داشته است فیلمهای زیادی در زمینه عدم اعتماد تولید می شود
شما وقتی به بچه می گویید اگر بروی پارک، پارک معتاد دارد و می آید کلیه بچه ها را می دزدند این را نباید به آن شدت بیان کرد که بچه یک احساس ترس و اضطراب درش شکل بگیرد که محیط جامعه محیط ناامنی است همه می خواهند تو را بدزدند همه می خواهند ابیوزت کنند این نه ولی این که شما اژدها هم اگر جلویت آمد اژدها هم مثلا یک قلقلکش بدهی قضیه اش حل است.
باز یک بحثی که در این جا داریم در ایران باید خیلی دقت بشود ما همیشه داریم در بچه هایمان القا می کنیم یا دکتر بشو یا خلبان. این فیلم هم یک طورایی آموزش خلبانی است حالا آموزش نه ولی تشویق به خلبان شدن است یعنی حس آسمان گردی پرواز در آسمان را در بچه ها خیلی تحریک می کند که هیجانی که در پرواز هست در هیچی نیست و این خیلی آسیب زا است.
ما فرق شب بیست و نهم با فیلم ها هارویی که الان هست این است که شب بیست و نهم می گوید این کوچه ای که دارید در این فیلم می بینید این همان کوچه خودتان است آن زنی هم که دارید می بینید همان زن همسایه است آن آقایی هم که می بینید خود تو هستی یعنی انقدر به فضای زندگی تو نزدیک است که ترس را در جونت می نشاند.
کلا کل تمدن غرب یک تمدن تراژدیک است این بحث خیلی گسترده ای دارد که تمام فلسفه و تاریخ تمدن غرب نگاه یک نگاه تراژدیک است مثلا سمبلشان کابو است کابو یک آدمی است که تنها و رها در یک بیابان که فقط چندتا کاکتوس است. تمام نمادهای غرب خلاصه می شود در تنهایی که باید همیشه با تنهایی خودت بسازی.

 

پیشنهاد:
فرض کنید بخواهیم انیمیشنی بسازیم که ایرانی شده این انیمیشن باشد به نظر می رسد ابتدا باید یک هدف رفتاری را باید تعریف کنیم آن اژدهایی که برای یک کودک ایرانی هست چیست؟ مثلا فرض کنید که حالا اگر ما بخواهیم برویم در بحث هدف رفتاری مثلا شاید این در ذهن ما باشد که ما می آییم می گوییم که من در این جامعه نمی توانم بدون این که دوست دختر داشته باشم به یک ازدواج موفق برسم. می آییم یک هدف رفتاری در یک انیمیشن تعریف می کنیم که یک پسری مثلا در این قضیه که نمی شود بدون رابطه با جنس مخالف به جایی رسید می اید از این به یک جایی می رسد یا مثلا بحث این که الان در جامعه ما نمی شود ازدواج کرد خرج ها و هزینه ها، اژدها می شود این هزینه ها سنگین ازدواج. می آییم یک بچه را نشان می دهیم از همان بچگی برنامه ریزی دارد و آن اژدها هم که ترسش از ازدواج است به او غلبه می کند و ازدواج موفقی می کند. یا مثلا فرض بگیرید که در موضوعاتی عام تر الان در جامع ما در کودک هم بحث آمپول است آمپول می دانید وقتی می خواهد اضطراب آمپول زدن را اضطراب دندان پزشکی را از یک بچه بگیرید این روانشناس ها بیچاره می شوند یعنی روانشناس می میرد و زنده می شود. ما می توانیم همین را بحث همین دندان پزشکی را که بچه ای ترس از دندان پزشکی دارد آن اژدهایش چیست دندان پزشکی و می آید در آن انیمیشن ۱۳۰ دقیقه ای می رسد به این که این طرف با دندان پزشکی آشتی می کند و به آن غلبه می کند. مثلا ما می توانیم کنکور را بگوییم یک اژدها است اگر بخواهیم مذهبیش کنیم مثلا اگر بخواهیم امام زمان بین بشویم این یک چیز دست نیافتنی است مثلا ما بگوییم که ما نمی توانیم امام زمان بین بشویم. یک بچه ای را در نظر بگیریم که از روح پدربزرگش می ترسد بچه پدربزرگش را دوست داشت خیلی باهاش اجین بود پدر بزرگ می میرد و فوق العاده اضطراب دارد طی یکسری مراحل پدربزرگ می آید در خواب این بچه به صورت روح.
چند نکته به ذهنم رسید یکی اینکه من فکر می کنم وقتی ما می خواهیم از عنصر ترس استفاده کنیم یا هر عنصر دیگری به ویژه وقتی که این یک حالت تخیلی پیدا می کند من فکر می کنم اگر یک تنازلی برقرار بشود بین آن عنصر تخیلی که استفاده کرده و با یکی از واقعیت های زندگی این از اول تا آخرش اژدها را نشان دادن در عین حال که یکسری خوبی هایی درش بود یکسری اثرات خوبی داشت همین که اژدها رها بود هیچ ارتباط با زندگی خارجی و زندگی واقعی ما ارتباط برقرار نمی کرد خودش اثراتی داشت که حالا عرض می کنم منتها من فکر می کنم اگر یک تنازلی برقرار بشود بین آن عنصر تخیل با عنصر قابلیت شاید این اثرش بهتر باشد تا این که صرفا بیاییم از اول تا آخر اژدها را نشان بدهیم در عین حال که این پیام منتقل شد اگر آن اتفاق می افتاد شاید مناسب تر بود از اژدهای تخیلی شروع بکنیم ولی بعد مرتبطش کنیم با یک عنصر واقعی که به زندگی ما بتواند مرتبط باشد حالا من خودم اولین چیزی که این فیلم را دیدم اژدها را دیدم به ذهنم رسید شعر مولوی بود شاید بشود رویش کار کرد. علتش هم این است ما در مفاهیمی آنها دارند ما یک مفاهیم دیگری در بحث داریم مثلا بهترین چیزی که باعث ورود تشیع شده است در بخش اسپانیولی زبان ترجمه صحیفه سجادیه بود بحث هایی که آخوندهای ما می کنند بحث های کلامی که اسکات خشم کنند در بحث تشیع هیچکدام را تا به حال شیعه نکرده است. صحیفه سجادیه و مثنوی معنوی ترجمه شده و گفتند همچنین چیزی فکر می کنند خیلی بزرگ فکر می کنند. ما الان همین انیمیشنی که شما دیدید کار شده است این یکی از داستان های مثنوی معنوی را که کار بسیار ظریفی هم هست ساخته و برده اتریش نفر اول شده است.


این نکته ای که هست در این قسمت غیر از این بچه همه می خواهند اژدها را بکشند دنبال کشتن آن هستند بچه اژدها را تحت کنترل خود قرار می گیرد. یاد بحث مبارزه با نفس افتادم که می گویند نمی خواهد نفس را بکشید به نوعی تحت کنترل در می آوریم و جهتش می دهیم و چارچوب هایی قرار می دهیم لذا شاید این را هم بشود یک ارتباطی به آن داد در کل من فکر می کنم اگر از اژدها شروع کنیم و مرتبطش کنیم به یک آدم واقع بهتر باشد. و در عین حال نظر من این است همین که اژدها رها بود و به چیزی هم ارتباط نداشت. ولی چند پیام خیلی مهم داشت که جای این پیام ها در برنامه های ما خالی است یک بحث و ضرورت مبارزه کردن ر زندگی است که بعضی از حرفهایی که پدرش می زد بچه را در فضایی قرار می داد که مبارزه کردن را یاد بگیرد هم پیام تربیتی برای پدر و مادر داشت و هم بحث ضرورت مبارزه را آموزش می داد از ان طرف بحث اهمیت قدرت که به هر حال قدرت در جامعه امروزی ما موثر است ضمن این که به بچه می گوید که اینجا مهم این است که شما بتوانی اژدها را بکشی ولی به هر حال قدرت در اجتماع مهم است. یکی هم بحث راه حل های مختلف برای مشکل است آنها همه می خواستند بکشند اژدها را ولی گفت راه حل دیگر هم داریم بحث کنترل و که تحت کنترل قرار داد. یک نکته دیگر بود این بود که مشکلات را لازم نیست همیشه با جنگ سرد حل کنیم گاهی هم به سمت جنگ نرم می رویم.
جنگ نرم نیست ولی می گوید با قدرت بدنی نمی توانیم. با قدرت نرم، همیشه لازم نیست با قدرت سخت کار کنیم. بحث خشونت هم حالا اسم آن را نمی شود خشونت گذاشت یک اسم دیگر باید برایش پیدا کنیم به هر حال در مبانی دینی ما هم قرار نیست ما خیلی هم پاستوریزه باشیم می گویند اگر شما می روی حج اگر می توانی سر گوسفند را خودت ببری خود ببر یا در بعضی مبانی دیگر که امروزه اختلافی است و علما اختلاف دارند مثل بحث قمه زدن در عین حال من در مبانی بعضی ها می دیدم که این بحث بخشی دارد که انسان یک حالت های خد ترس انسان ذایل بشود. یک پروژه است بحث این که خشونت و ترس چقدر در مبانی دینی اهمیت دارد باید در انچه از مبانی استخراج می شود کار کنیم روی این موضوعات هم واقعا هیچکس کار نکرده است.
نویسندگان:چگونه اژدهای خود را پرورش بدهیم
چگونه اژدهای خود را پرورش بدهیم

چکیده:
بررسی ” انیمیشن چگونه اژدهای خود را پرورش بدهیم ” که در ایران به اسم مربی اژدها دوبله شده است یکی از فیلم های مهم در زمینه کودک و تغییر تفکر غلط و یا مقابله با خرافات است داستان فیلم بازخوانی از قصه ای قدیمی در مورد اژدهاها دارد که می تواند تجربه مناسبی برای فیلم سازان و نویسندگان فیلم بر پایه قصه های فولکلور بشمار رود داستانی در مورد حمله اژدها ها و تغییر نگرش در مورد دشمن دانستن آنها لازم به ذکر است که این فیلم در برخی موارد نیز بسیار قابل توجه است مانند مساله جنگ نرم و موضوعاتی اینجنینی اما با توجه به رویکرد نشریه در بررسی موضوع از حیث داستان پردازی برای کودک به این بخش متعرض نمی شویم و بخشهایی که مربوط به کودک است بررسی می گردد.
این داستان با توجه به اینکه داستان مایه آن می تواند در ژانر وحشت طراحی شود اما به گونه ای مهندسی شده است که پس از پایان قصه نه تنها کودکان از اژدها نمی ترسند بلکه دوست دارند اژدها نیز داشته باشند و شاید والدینی مجبور باشند برای کودکانشان یک اژدهای واقعی نیز تهیه کنند این موضوع و یافتی مهندسی پیام در قصه پردازی می تواند برای داستان پردازان بومی ایران بسیار مورد توجه باشد زیرا متاسفانه در بیشتر اثار ایرانی متوجه می شویم که قصه پردازی دیوها و… تاثیر بسیار بدی بر روان کودکان گذاشته است و گزارش هایی که در این مورد مشاوران روانشناس بیان میکنند در مورد نحوه داستان پردازی های ایرانی بسیار به مرز خطرناکی رسیده است توجه به این مهم در داستان چگونه اژدهای خود را پرورش دهیم و نحوه مواجه اژدها ها د راین اثر الگوی بسیار مناسبی در زمینه تصویر گری آثاری با مولفه هایی که می تواند حرکت بر لبه تیغ ترس کودک و یا دوست داشتن کارکتر توسط کودک باشد بشمار می رود.

 

داستان فیلم :
قصه ی فیلم راجع به یک سرزمین بی آب و علف است که مردمانش دشمنانی ویرانگر دارند که هر چند وقت یک بار با حمله به روستا آنرا غارت می کنند تا اینکه یکی از کودکان روستا که تلاش می کند خود را به پدرش نشان دهد به صورت اتفاقی اژدهایی شکار می کند که نمی تواند اورا بکشد درمسیر داستان او متوجه می شود که می تواند اعتقاد به دشمن بودن اژدها را بازنگری کرد ولی این نگاه باعث مخالفت اولیا شده و قصه را پیش می برد لازم به ذکر است که سریال این فیلم نیز تولید شده است و مخاطب خوبی دارد.


قصه تفصیلی و تحلیل قصه :
روابط پدر با پسر یکی از مهمترین دستمایه های داستان پردازی به شمار میرود در این نوع داستان ها پدر در با علاقه وافری که به پسرش دارد ولی نمی تواند روی او حساب کند. و پسر در تلاش است تا خود و توانایی های خود را به پدر بنمایاند حال چگونه این اتفاق رخ دهد می تواند داستان ها را متعدد کند. روایت داستان چگونه اژدهای خود را پرورش دهیم داستان پسری است بسیار لاغر و نحیف که در روستایی با مردمانی بسیار برومند، روستایی وایکینگ ها که به گفته راوی داستان که خود پسرک است نه میوه ای در آن رشد می کند و بقیه شرایط زندگی همه بسیار مشکل است. به خاطر سرما و همیشه سال برف می آید و ۳ ماه هم تگرگ می آید البته این بخش در فیلم دیده نشد هرچند که می گوید داستان از اینجا شروع می شود که این سرزمین که می گوید بی آب و علف است فقط منبع درآمدشان یک مشت گوسفند است و ماهی هایی که از دریا می گیرند.

 

در این روستا وایکینگ ها زندگی می کنند که ۳۰۰ سال هم قدمت دارند اما این روستا مشکل عجیبی دارد و آن حمله اژدها هاست که بدون هماهنگی و هشداری روستا را غارت می کنند و چون از دهانشان آتش بیرون می آید وقتی که آنان را فراری می دهند روستایی سوخته خواهند د اشت. حال در زمانی که همه مردم روستا فکر و ذکرشان نابودی اژدهاهاست پسرک قصه ما به طور اتفاقی از اسلحه مخصوص تیری در تاریکی می اندازد و با اینکه با این کار باعث خسارت سنگینی می شود اما کسی باور نمی کند که تیر او به مهمترین و خطرناکترین اژدها برخورده است که در تاریخ وایکینگ ها هنوز کسی او را شکار نکرده است. فردای آنروز پسرک اژدهای زخمی را پیدا می کند و تصمیم می گیرد قلب او را برای پدرش ببرد تا خود را به پدرش نشان دهد اما با نگاه بر چهره مظلوم اژدها دلش می سوزد و متوجه می شود که توان چنین کاری را ندارد در این مواجهه اژدها که دمش دچار مشکل شده نمی تواند از دره ای که که در آن گیر افتاده فرار کند پسرگ با طراحی دم مصنوعی به اژدها کمک می کند و حالا دوستان خوبی برای هم می شوند پسرک در مواجه با اژدها به رموز اداره و هدایت اژدهاها پی می برد او با نگاه تجربی از پدیده ها اطراف و تاثیر آن بر اژدهاها به یک مربی اژدها تبدیل می گردد و زمانی که والدین بچه ها به دنبال یافتن محل اختفای اژدهاها لشگر کشیده اند و باید بچه ها رموز اژدها کشی را بیاموزند پسرک قدرت خود را در رام کردن اژدهاها به خوبی نشان می دهد.

 

تا اینکه دخترکی روستایی متوجه رابطه پسرک و اژدها شده و تصمیم میگیرد این موضوع را برملا کند اما پسرک تلاش می کند موضوع بی خطر بودن اژدهایش را برای دخترک توضیح دهد اما از قضا هردو و اژدها وارد ماجرایی خطرناک می شوند همه اژدهاها که به غارت روستاها می پردازند آنچه غارت می کنند را برای اژدهایی بزرگ می برند که گویا برده دار اژدها هاست فردای انروز پسرک به خاطر توانمندی هایش مفتخر به کشتن اژدها می شود اما پسرک در روز جشن به مردم روستا می گوید که ضرورتی ندارد که اژدها ها را دشمن بدارند اما مردم روستا حرف او را نمی پذیرند و با اسارت اژدهایش به سمت ملکه اژدها ها لشگر کشی می کنند اما در لحظه ای که در حال شکست از ملکه اژدها هستند پسرک با همراهی کودکان روستا و اژدها های دست اموز به کمک والدین می آیند و پسرک در زمانی که پدرش متوجه اشتباهش شده است با کمک اژدهایش ملکه اژدها ها را می کشد و خود نیز پایش را از دست می دهد. در مسیر داستان بچه ها متوجه می شوند که حدود شاید ۲۰، ۳۰ نوع اژدها وجود دارد.

 

نکات قوت :
داستان اصلی فیلم در مورد کودکی است که توانایی مناسبی از حیث جسمی ندارد. یعنی در روستایی که وظیفه همه حتی زنان نیز کشتن اژدها هاست نمی تواند یک شمشیر را هم بلند کند. اما با ذهن خود و مهندسی و استفاده از ابزار و یا اژدها ها در راستای اهداف خود مردم روستا را نجات دهد توجه و دقت در توانایی های کودک و عدم سرزنش کودک به خاطر خلقت خدادادیش در این مواجه بسیار عالی ترسیم شده است.
زمانی که قدرت بدنی مهمتر بود بهترین شوهران و بهترین افراد قبیله آنهایی بودند که قدرت بدنی برتر داشتند مشخص بود که می توانند قبیله را نجات بدهند و می توانند نسل را ادامه بدهند ولی الان که قدرت بدنی خیلی اهمیت ندارد آن هوش و فکر و خلاقیت است که اهمیت دارد که در همین گروه هم این پسره مورد توجه قرار می گیرد وقتی می تواند توانمندی خودش را در رام کردن و برخورد با اژدها ها بروز بدهد یک بخشی هم در ترمیم رابطه پدر و پسر یک روایت دارد که می گوید بچه های خودتان را نسبت به زمان های خودتان بزرگ کنید یعنی شاید چیزهایی هست که اینها می فهمند ولی بابا و مامان نمی فهمند.
این فیلم یکی از فیلم های مناسب برای ترمیم رابطه پدر و پسری است. و شاید نمونه مشابه آن به نام شجاع دل تلاش می کند رابطه دختر و مادر را نیز ترمیم کند. در ابتدا تا صحنه ای که پسرک در حال سوار شدن بر اژدهایش قرار است بر ملکه اژدها ها حمله ور شود زمان ترمیم رابطه پدر و پسر کلید می خورد. پدر با لحنی آغشته به غرور از اینکه چنین پسری دارد از پسرش می خواهد که اگر نخواست می تواند به حمله آخر دست نزند اما پسرک با اقتدار به پدرش می گوید که ما مردان اقتداریم و زمانی که پدر با عذر خواهی از او وی را راهی حمله می کند که به سان اسکادران هوایی صورت می گیرد این عذر خواهی انرژی زیادی به پسرک می دهد، نحوه توجه به این نوع گفتگو الگوی مناسبی در زمینه تحول پدر و ترمیم رابطه پدر و پسری است.
این داستان به نوعی می تواند داستانی در حوزه تحول نیز بشمار آید پسری که دغدغه اصلی پدرش این است که شکار اژدها ها نشود داستان به این گونه است که ضرورتی ندارد بر انچه جامعه میگوید تاکید کرد تو خود با دقت و استفاده صحیح از فطرت و نگاه صحیح به اطراف می توانی تحول جامعه را، نگاه به فرد را و رابطه با دوستان و خویشاوندان را به بهترین نحو اصلاح کرد و حتی می توان با این نگاه منجی جامعه نیز شد.
در حوزه تربیت و آموزش نیز قصه حرف هایی برای گفتن دارد و آن اشاره به نگرانی های والدین است. پسرک در محیطی زندگی می کند که قدرت بدنی مهمترین مولفه برای بقاست پدر نگران است و می داند که پسرک از پس اژدها ها برنخواهد آمد و دغدغه پدر این است که اژدها پسرش را نخورند اما در نهایت دقت و هوش پسرک است که جامعه را نجات می دهد نه قدرت بدنی. توجه به اینکه هر فردی قابلیت خود را دارد نکته مهمی در تربیت است.
قصه پردازی فیلم به نحوی به سمت فرار از آموزش معمول نیز توجه دارد آموزشی بدون مبنای اینکه بر واقعیت منطبق است یا نه. تمرین بر روی اژدهاهای اسیر که سه قرن است در جامعه فیلم معمول است اگر به سمت واقع پذیری برود می توان مشکلات جامعه را حل کند پسرک انچه آموخته است در بستری است که تقریبا ربطی به معادلات از پیش تعیین شده آموزش در نظام اموزشی وایکینگ ها ندارد او انچه می آموزد و توسعه می دهد چیزی است که در واقعیت جهان بیرون اتفاق می افتد نه در محیط آزمایشگاه و یا با پیش فرض های خرافی جامعه.
همانطور که می دانید مهندسی داستان و فیلمنامه نویسی در هالیوود به نوعی ملهم از موسیقی است به عنوان مثال وقتی شما یک موسیقی گوش می کنید ابتدا یک ریتمی شروع می شود زمانی که ذهن شما با این ریتم عادت می کند و طبق قوانین روانشناسی ذهی تمایل ندارد که این روند قطع شود برای برهم زدن فضای ذهنی موسیقی دان ریتم دوم را به ریتم اول اضافه می کند این دو یعنی ادامه ریتم اول و اضافه شدن ریتم دوم علاوه بر هوشیار کردن و ایجاد اضطراب به نوعی توجه فرد را بر موسیقی زیاد می کند این روند با ریتم های سوم و چهارم و … ذهن شما را هوشیار تر و توجه شما به موسیقی مورد نظر افزایش می یابد و همینطور که هیجانی تر می شود این ریتم های متوالی باعث می شود حالت سکونی که مغز به دنبال ان است شکسته شده و تمرکز بر آهنگ نیز افزایش می یابد این تجربه دقیقا در فیلمنامه نویسی نیز انجام می شود یعنی در سیر قصه بیننده از یک نقطه آ به نقطه ب می رسیم بعد وسط سیر این قصه که عموما حداقل زمان بندی ۵ الی ۱۰ دقیقه است ناگهان مانند ریتم دوم موسیقی قصه دوم شروع می شود و همینطور قصه سوم و …اگر در داستان این موضوع را پیگیری کنیم در قصه اول داستان راوی پسرک موقعیت روستایش را برای شما توضیح می دهد در این حین شما و ذهن شما با این قصه هماهنگ شده اید که ناگهان قصه دوم در قصه اول آغاز می شود روستا مورد حمله اژدها قرار می گیرد در این زمان قصه سوم شروع می شود پسرک از اتفاق منجنیق را به سمت نقطه ای که فکر می کند اژدهاست پرتاب می کند و همه در روستا او را شماتت می کنند در قصه بعدی در ۵ دقیقه بعدی او اژدهایی را در جنگل می یابد و همینطور قصه ادامه می یابد در بقیه انیمیشن ها نیز اینگونه است که می توان به صورت مناسب آنرا تقطیع نموده و با مهندسی معکوس به رویکرد مناسب در مورد قصه دست یافت البته کاملا مشخص است که کل اثر یک رویکرد کامل نیز دارد که قصه یک پسری که بی دست و پا است که با توانمندی و هوشش روستاییان را نجات می دهد


این قصه به نظر یک قصه اصلی دارد در مورد قصه اصلیش یک قاعده روانشناسی وجود دارد که شما از یک چیزی می ترسید ولی اشتباه می کنید حتی انگلیسیش این است که چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم. در درون شما اژدهایی وجود دارد شما می توانید با تربیت این اژدها خود و جامعه را ایمن کنید این اژدها میتواند خشم حسادت و همه صفاتی که امروز بروز و ظهور خطر ناکی در جامعه دارند باشد شما می توانید اژدها خشم خود را بگونه ای تربیت کنید که نه تنها باعث خرابکاری نشود بلکه به کمک مظلومی بروید علاوه براین فردی که توان مهار اژدهایش را دارد می تواند با او به نوعی همدیگر را تکمیل کنند و در عین حال دیگران هم با توجه با این تجربه به خوبی اژدهایشان را تربیت می کنند. این تکاملشان باعث می شود که دوستانشان کلا پیشرفت بکند یعنی هم انها را به خدمت بگیرند هم از این خدمت که استفاده می کنند غذایی به آنها بدهند و تامین نیاز بشوند. یک بخش مثبت آن غلبه بر ترس است که آخرش دارد به بچه می فهماند که اگر تو غلبه بر ترس پیدا بکنی به پیروزی و موفقیت می رسی تا زمانی که خودت، خودت را باور نداشته باشی پیروزی سر راه تو وجود ندارد. یکی دیگر هم بحث این که همه نقص ها قابل درمان هستند یک زمان هایی همین نقص ها سکوی پرش می شوند مثل بال و پای پسر کنار همدیگر وقتی قرار می گیرند مکمل یکدیگر می شوند.
مطلب دوم این که این فیلم خیلی از نظر آموزش روانی خیلی فیلم قشنگی است یعنی فرض می کنیم در موضوع ترس کودکان یا در موضوع اضطراب یا خیلی از موضوعات دیگر این فیلم می تواند یک بستری برای ما آماده کند که ما یکسری مفاهیم را متناسب با محتوای داستان به بچه منتقل کنیم. اگر این فیلم یک حالت کنترل شده به بچه آموزش داده بشود یکی از مشکلاتی که پدر و مادر با بچه هایشان دارند این است که با بچه ارتباط برقرار کنند و این که جرقه ارتباط از کجا زده بشود و من حرفهایم را بر چه مبنایی یا بستری تحویل بچه ام بدهم این خیلی مهم است چه بسا پدر و مادری که زرنگ باشند می توانند این فیلم را یکطوری با هم ببینند بعدا وقتی بچه یکجا کم می آورد یا کم نیاورد باب دیالوگ را با او باز کنند و از ان سکانس هایی که در فیلم است بیایند استفاده کنند
یک بحث دیگر بحث هوش اخلاقی است ما چند نوع هوش داریم هوشی که فعلا هست هوش عمومی یا همین آی کیو است این آی کیو را دیگر کس رویش حرف ندارد وی هوش هیجانی را هنوز رویش حرف است هوش معنوی داریم یک بحثی هم هست که جدیدا به آن پرداخته شده است این که ما چطور می توانیم هوش اخلاقی بچه را ارتقاء ببخشیم یکی از مباحثی که در هوش اخلاقی مطرح است بحث مهربانی است یک اشتباهی که خانواده ها می کنند خیال می کنند به صرف این که به بچه بگویند مهربان باش حل می شود این یک آموزش دارد یعنی پرورش مهربانی در کودک. این فیلم یک طورایی دارد به من این پیام را می دهد که شما اگر بخواهید مثلا مهربانی را به بچه ات آموزش بدهی باید به او اموزش بدهی و این فیلم دارد نشان می دهد که که چطور تو می توانی از چه راهکارهایی استفاده کنی که چه فوایدی مهربانی دارد و این که چطور می توانی مهربانی کنی. مثلا وقتی می خواهیم با کسی رابطه برقرار کنیم سعی کنیم که رگ خوابش را متوجه بشویم ببینیم به چه چیزهایی حساسیت دارد. این

کلمات کلیدی : مربی اژدها تحلیل انیمیشن
نظرات
ارسال نظر