تحلیل برنامه آب پریا

تحلیل برنامه آب پریا

مقدمه:

در قرون اخیر پیشرفت و توسعه صنعتی و اقتصادی، به قدری سیاستمداران را به خود مشغول کرده بود که مباحثی چون حفاظت از محیط زیست و ... محلی از اعراب نمییافت و یا در اولویتهای آخر قرار میگرفت.

در چنین شرایطی و تا سالیان اخیر نیز،  توده مردم به سبب دغدغههای روزمره خود، و تلاش برای رهایی از فقر و دستیابی به یک زندگی معمولی، فرصت و علاقهای برای پرداختن به این موضوعات از خود نشان نمیدادند و عقیده آنان بر این بود که پرداختن به این موضوعات، مورد علاقه عدهای از متمولین و پولداران است که دغدغه آب و نان ندارند، و برای لذت از محیط زیست بکر و دستنخورده، بر حفاظت از آن پای میفشارند.

این شرایط ادامه داشت تا اینکه چشمان تیزبین عدهای متوجه آثار مخرب، تخریب محیط زیست گردید و نگرانی از آینده کره خاکی، اذهان را به چالش کشاند؛ و عواقب برخوردهای نامناسب با محیط زیست، جنگل ها، مراتع، تالابها، رودخانه ها و...  نشان داد كه لزوم حفاظت از محيط زيست موضوعي دست چندم، تفنني و لوكس نيست.

آلودگی و خشک شدن تالابها و رودخانهها، تخریب جنگلها، آسیب لایه ازن، ریزگردها و ... سیاستمداران را به تغییر عملکرد و گفتمان سازی، و به تبع مردم را به تغییر رویکرد و رفتار برانگیخت.

بطوری که حفاظت از محیط زیست در قرن بیست و یکم به عنوان یکی از هشت هدف توسعه هزاره، و یکی از سه پایهی توسعهی پایدار شناخته شد؛ و در این راستا در کشورهای مختلف برای حفاظت از محیط زیست برنامهها و راهکارهای مختلفی ارائه شده، و مورد بحث قرار گرفت.

یکی از عمدهترین برنامهها برای دستیابی به این منظور، فرهنگ سازی برای سنین و اقشار مختلف مردم بود. بدین منظور رسانهها و خصوصا رسانههای تصویری عمده مسئولیت را بر دوش گرفته و به برنامهسازی مشغول شدند و کارهای مختلفی را نیز به نمایش گذاشتند. برترین تجربهها در این زمینه مربوط به شبکه های" تی وی فایو موند، وراک و ژولی"  کشور فرانسه میباشد که هر سه به شکل تخصصی به بحث حفظ و حمایت از محیط زیست میپردازند.

کشور ایران نیز در این میان مستثنی نبود. ایران نیز از بیتوجهی به محیط زیست آسیب دید و بسیاری از نعمات خدادایاش را با نادیده گرفتن در معرض آسیب قرار داد و حتی به نابودی کشاند، تا اینکه مسئولانی همچون مقام معظم رهبری بر احیا و حفاظت از محیط زیست اصرار ورزیدند و معاونت محیط زیست تشکیل گردید و روزی بنام درختکاری نام گرفت و ...

در این عرصه مهم، رسانه ملی ایران نیز به عنوان مهمترین رسانه فرهنگ ساز، ورود یافت، و به تولید برنامههای مختلف پرداخت اما این برنامهها با اقبال چندانی مواجه نشد.

تا اینکه در سال 1392 برنامهای با عنوان "آب پریا" از شبکه دوم سیما با کارگردانی و تهیه کنندگی " مرضیه برومند" به روی آنتن رفت؛ و تلاش کرد با طراحی فضای فانتزی و  تخیلی برای کودکان، رفتار ها و تفکرات جامعه را نسبت به محیط زیست و اهمیت آن اصلاح کند. هدف این برنامه، تاثیر گذاری بر مخاطبین در حیطه محیط زیست و منابع طبیعی بود. با توجه به اینکه این برنامه در زمان مخاطب خانواده یعنی ساعت 21  پخش می شد، توانست با جذب مخاطبین در گروههای سنی مختلف، به یکی از برنامه های شاخص شبکه های سیما تبدیل گردد و در این عرصه خالی به نقشآفرینی جدی و تاثیرگذار بپردازد.

انچه در ادامه بیان میگردد بررسی سریال آب پریاست که در کارگروه کودک و رسانه با همت "معاونت دانشجویی دانشکده صدا و سیمای قم" صورت گرفته است.

آنچه در این تحلیل می آید  با کارشناسی کارشناسان حوزه تربیت و رسانه صورت گرفته است:

فاطمه رمضانی؛شهره شیخ حسن دکتر نصیر عابدینی؛محمود علی پور؛ احسان شریعتی نجف آبادی قاسم کرباسیان فرجی نژاد

عوامل سریال:

مرضیه برومند تهیه کنندگی و کارگردانی "آب پریا" را بر عهده داشته است. او از فعالان عرصه کودک و نوجوان به شمار می رود؛ آثار ماندگار او در این عرصه را میتوان، مدرسه موشها، تابه‌تا، خونه مادربزرگه دانست؛ علاوه بر این آثار او در کارنامه خود سریالهایی همچون زیر گنبد کبود، هتل، خودرو تهران ۱۱ و کتابخانه هدهد را نیز دارد.

آب پریا با همکاری مشترک "گیتی مرتضوی و راضیه برومند" و با مشاوره" فرهاد توحیدی" به رشته تحریر در آمده است.

طراح گریم این سریال بر عهده "جلال‌الدین معیریان"  بوده و خانم" بنفشه بدیعی"نیز ساخت عروسک را عهده دار بوده است.

در کنار این عوامل باید از بازیگرانی نام برد که هریک به درستی در جایگاه خود قرار گرفته و به ایفای نقش پرداختهاند: آوا درویشی در نقش آب پری، بهناز جعفری در نقش ابر پری، هنگامه مفید در نقش برف پری، سحر ولدبیگی در نقش سبز پری، امیرحسین صدیق در نقش استاد بهار و...

معرفی سریال آب پریا

قصه سریال:

قصه  اصلی سریال در مورد پری آب و رودخانه است. که توسط دیو خشکسالی به اسارت گرفته شده است و در پایان با تلاش سه پری گیاهان و برف و ابر نجات می یابد .

شخصیت های اصلی  این سریال پری های "برف، آب، سبزي و ابر"هستند. که بخاطر اسیر شدن "آب پری"توسط دیو خشکسالی و به منظور نجات او به زمین میایند.  در این حین به اوضاع رقت بار محیط زیست پی می‌برند. در پایان با کمک انسان‌های خوب،" آب پری" از دست دیو خشکسالی" اَپوش" آزاد می شود. اما در مسیر داستان تلاش می شود در هر قسمت راهکارهایی جهت توجه و حفظ محیط زیست ارائه شود.

ساختار برنامه نیز بسیار پویاست.به گونه ای که داستان به نوعی طراحی شده که برای نجات" آب پری" پری ها باید به بیشتر مناطق ایران سفر کنند ، کارگردان با مهندسی مناسبی تلاش کرده است تا دایره مخاطبینش را از تهرانی ها گسترش داده وبدین صورت فقط به تهران بسنده نکرده  است ، بلکه به حفظ محیط زیست در سراسر کشور تاکید نموده است.

داستان آب پریا  داستانی گرفته شده از ایران باستان است. پری و دیو وجود دارند، پری ها می خواهند دنیا آباد و آبادان و سرسبز باشد و دیوها می خواهند دنیا خشک و بی آب باشد. چهار خواهر به اسم آب پریا، ابر پری، برف پری، سبز پری هستند و یک پری و دیو زاده به اسم رشک پری است و یک دیو به اسم اَپوش ،این ها شخصیت هایی هستند که در طول سریال دائما با آنها درگیر هستیم. اَپوش " آب پری" را به اسیری می گیرد تا با او ازدواج کند. و این اسارت حالت نمادین دارد زیرا دقیقا در زمان اسارت "آب پری"، حالت خشکسالی و قحطی بر زمین مستولی میشود و دیگر خواهرها می خواهند  خواهرشان را از دست اَپوش نجات بدهندو به همین منظور دنبال راه حلی برای آزادی "آب پری" میگردند. مادربزرگ پری ها که قبلا بر اَپوش چیره شده و توانسته بود دیو خشکسالی را به بند بکشد برای فرزندان آینده خود، در زمانی که دیو خود را برهاند لوحی آماده کرده بود تا آنان را از دست دیو نجات دهد. حال پریان، باید با عمل به دستورات لوح زمینه آزادی "آب پری" را آماده کنند. پری ها بدنبال یافتن لوح و عمل به دستورات آن می باشند.:پس به كرمانشاه كنار بيستون رفته تا نوشته نوروزي مادربزرگ را پيدا كنند و سعی می کنند مو به مو دستورات مادر بزرگشان را عمل کنند. همه دستورات مربوط به احیا بخشی از  طبیعت نابود شده امروز است. مثلا زمانی که طبق دستور سعی می کنند ماهی طلایی را وارد رودخانه جاجرود کنند ، آلودگی های صنعتی درون رودخانه مانع ورود ماهی طلایی میشوند .و یا مثلا در کلار دشت متوجه می شوند که کل دشت و دمن به خاطر زباله ها خراب شده است و گل بنفشه دیگر رشد نمی کند، به همین خاطر شروع به جمع آوری زباله ها میکنند. در ادامه سریال، پری ها در یزد با خشک شدن قنات ها مواجه میشوند و قنات را به وسيله مقنياني كه از اين شغل شريف بيكار شده و هريك در جايي كه در آن تخصص ندارند به ناچار مشغولند آباد مي شود. و نيز براي احياي درياچه پريشان به كازرون سفر كرده و با مشكلاتي كه باعث خشكسالي درياچه شده آشنا مي شوند و براي بازگرداندن مهندس جواني كه راه حل هايي براي احياي درياچه دارد تلاش مي كنند. در صحنه ای دیگر می بینیم که به شمال می روند و با دیدن درختان قطع شده. سعی در احیای محیط زیست تخریب شده دارند. در ادامه در یک داستان درام  فانتزی میخواهند کودکان را متوجه آسیب های محیط زیستی کنند .و در آخرسریال آنها، آب پری و دختر دیو،" رشک پری"را از دست دیو نجات می دهند. قصه با مهربانی مادرانه برف پری در فرستادن آش برای دیو زندانی شده و تاکید بر این که، خطر، باز هم می تواند پری ها و محیط زیست را تهدید کند به پایان می رسد .در قسمت آخر با یک شِبه کارتن سعی می کنند نشان دهند که اگر آسمان در تهران آبی شود ،پرنده ها می آیند و می خوانند. امیدی که تهرانی ها شاید روزی میتوانند به آن دست یابند.

امتیازات برنامه :

در ابتدا نکته ای که باید به آن اذعان داشت این است که صدا و سیما و سازندگان این اثر بسیار شایسته تقدیرند. شاید در  این چند سال یکی از خلاقانه ترین مجموعه های تلویزیونی سریال آب پری بشمار می رود. که به موضوع بسیار حساس و مهمی چون حفاظت از  محیط زیست میپردازد. توانمندی سازندگان این اثر که با ارائه یک موضوع مرده و غیر هیجانی توانسته اند، 17 قسمت برنامه تلویزیونی نمایش دهند و بیشترمخاطبان را با این هدف همراه  سازند، بسیار ستودنی است.

موضوع دیگری که در این اثر قابل توجه است ، طراحی  شخصیت های زمینی و همراهی با پری هایی از آسمان و گره زدن داستان آنها با محیط زیست و حفظ آن کار پیچیده ای است که خانم برومند از پس آن به خوبی برآمده است .

مهمترین نکته مثبت این اثر، کار روانشناختی دقیقی است که در داستان پردازی با تاکید بر بحث متقاعد سازی صورت گرفته است . در بیشتر داستان ها هنگامی که کارگردان مایل است پیامی را القا کند با طراحی چند مخالف در قصه برایند نیرو ها را به سمت پیام هدف پیش می برد و داستان به نحوی مدیریت می شود که در پایان بدون سواستفاده از احساسات زود گذر، پیامی محکم و غیر قابل خدشه به مخاطب القا می گردد.  این مهم، در این اثر به خوبی توسط خانم برومند مدیریت شده است . به عنوان مثال اگر قرار است دریاچه پریشان احیا گردد، در همان موقعیت چند نفر با آن مخالفت می کنند و یا زمانی که قرار است کوزه "بی بی مل مل" از اب قنات پر شود شخصیت هایی طراحی شده اند که با احیا قنات مخالفت می کنند. در ادامه داستان ، روند داستان به نحوی چیده می شود که نظرهای مخالف پیام، از اعتبار می افتند.

در سریال "آب پریا" روند کنش و واکنش به نحوی عمل می کند که در پایان داستان ،زمانی که قنات بی بی مل مل احیا می شود ،  نظر مخالف احیا قنات، در داستان به خوبی پاک شده و اثری از ان باقی نمی ماند.

این تجربه  مفید می تواند در القای  یک پیام دینی نیز مد نظر برنامه سازان قرار گیرد به عنوان مثال: اگر برنامه ساز درک کند که مخالفت های احتمالی در مقابل این پیام دینی چیست. با طراحی مناسب می تواند تمامی نشتی های پیام را بگیرد.در رساندن مفهوم یک پیام دینی، بیان نظر مخالف و سپس همراه سازی مخاطب نکته بسیار تاثیر گذار در این زمینه خواهد بود.

استفاده از شعر و دیالوگ های موزیکال یکی از امتیازات برنامه "آب پریا" بشمار می رود .در اشعار، با توجه به دایره لغات کودکان ، استفاده از کلمات قابل درک برای کودکان بسیار مناسب بوده و همچنین  استفاده از شعر سعدی شیرازی در پایان داستان جلوه زیبایی به کار داده است.

استفاده از  جلوه های ویژه، بسیار مناسب و بجا بود .به عنوان مثال گریم جناب" سیامک صفری" در این  نقش آپوش و گریم بسیار سخت و طاقت فرسایی که روی صورت ایشان  ساعتها انجام شده بود اشاره کرد

یکی از المان های اسلامی که  در این سریال میتوان به آن اشاره کرد ، چهار پری به نامهای آب پری، ابر پری، برف پری، سبز پری هستند که می توانیم این پری ها را به فرشته تعبیر کنیم. در قرآن  کریم آمده است که تعدادی فرشته هستند که تدبیر یکسری امور در دستشان است. فرشته آب ،فرشتگان خورشید ، فرشتگان ابر و فرشتگان چشمه ها ، فرشته مرگ،فرشته تولد، یک سری  فرشتگانی که تدبیر می کنند. در تفاسیر داریم که فرشتگان یک عده، موکل ابرها ، یک عده موکل باد و یک عده موکل چشمه ها هستند، هر کدام از این فرشتگان موکل چیزی هستند..... این پری ها در داستان میتوانند به معنی فرشته  باشند. البته قابل ذکر است که پری به معنی جن است و البته نشانه‌هايي از جن بودن نيز در اين موجودات ديده مي شد مثل عمر بالاي هزارسال و داشتن نيازهاي مادي مثل خوردن و آشاميدن و استراحت كردن پری به معنی جن میباشد. کسی که جن زاییده ،پریزاد است. ملائکه که زاد و ولد ندارند. پری های داستان ،که اگر منظور همان فرشته‌ها  باشد، در واقع همان وکلایی هستند که به موکلشان اصلا کاری ندارند. چند پری در داستان وجود دارد که هیچ جایی نمی‌بینیم با خدا ارتباطی داشته باشند. دقت در این موضوع می تواند آسیب ها و نقد های احتمالی در این زمینه به مدیریت کند

یک موضوع مهم دیگری که در حین داستان دیده میشود این است که  سازنده اثر موضوعات را به خوبی ساده کرده است و با توجه به اینکه کودک کمتر به موضوعات انتزاعی می پردازد در مسیر داستان به مباحث عینی بیشتر پرداخته شده است که ما به ازاء خارجی دارد مثلا مفاهیم را در گرو تصاویر به مخاطب منتقل کرده است اگر بحث آلودگی تهران را مد نظر  داشته است با نمایش دود و شلوغی آنرا به مخاطب منتقل کرده است

این قصه المان های اسلامی دارد  زیرا ، در اواخرش یک مسجد را نشان می دهد،که می توانست نشان ندهد.  یک روحانی ، از خدا که طبیعت را آفریده است صحبت می کند.و اینکه ما قدردان طبیعت نبوده ایم.و باید به خاطر این همه نعمتی که خدا به ما داده است، شکرگذاری کنیم .و نکته مهم دیگری که باید به آن اشاره کنم اینکه ،از مهریه حضرت زهرا به عنوان آب در آن قسمت که در کلار دشت بودند استفاده می کند. می گوید: اسمت چیست؟ می گوید: اسم من زهرا است. می پرسد: تو چرا به حضرت فاطمه زهرا تاسی نکردی. می گوید: من تاسی کردم. می پرسد: چه کار کردی؟ می گوید: ایشان آب را مهریه شان قرار دادند و من بنفشه را. با این حال که خیلی ربط ندارد ولی سعی کرده بودند  المانی پیدا کنند. و این نشان میدهد که این دغدغه ذهنی خانم برومند بوده که میخواسته اند این حرف را بزنند.

از نکته های  مثبت دیگر این سریال  این بود که در آن به فرهنگ ها اشاره شده بود . عمده اش همان توجه به طبیعت بود، و در آن به  مهمان نوازی و نظافت هم پرداخته شده است .

مسئله دیگر راجع به این برنامه توجه همزمان به جنسیت پسر و دختر است، با این حال که اسم قصه و شخصیت های اصلی قصه خانم هستند، می بینیم که خانم برومند نقش محوری مرد را که همکاری است فراموش نکرده است. با این حال که ایشان ازدواج نکرده اند و شاید بتوان ایشان را فمنیست نامید، ولی می توان گفت المان های فمینیستی در این فیلم بسیار پایین است و شاید نادیده هم گرفته شده اند و البته دخترانه بودن آن غلبه داشت.

معرفی شخصیت ها در داستان  به خوبی بیان شده است. یکی از نکات خوب داستان این است که اگر کسی از وسط سریال ، با سریال همراه شود. می تواند با شخصیت ها  به راحتی ارتباط برقرار کند و آنها را بشناسد.

معرفی نمادهای ایرانی مثل جام جهان نما  و یا اثار باستانی و موزه ها به خوبی صورت گرفته است.

استفاده مناسب از شعر در این سریال در خور تقدیر است مانند: معرفی افراد با شعر ، دیالوگ با شعر، پایان داستان با شعری بدین مضمون" برگ درختان سبز پیش خداوند هوش     هر ورقش دفتری است معرفت کردگار" که بسیار با موضوع داستان مرتبط است از نقاط قوت اثر است

استفاده مناسب از عبارات ادیبانه و ساده سازی آن  برای کودک، تاکید بر کتاب غلط ننویسیم و سعی در ترمیم زبان فارسی از دیگر تلاش های فیلم ساز در ادای دین به ادبیات و فرهنگ کشور به شمار می رود

ترویج غذاهای سنتی و پرهیز از غذاهای فست فود که با ید سر لوحه شبکه دو سیما شبکه خانواده قرار بگیرد در این مجموعه به خوبی صورت گرفته است

تاکید بر لهجه های مختلف شهرهای ایران و بیان اداب و رسوم  آنها از نکات بسیار مثبت این اثر است

رفتار های کودکانه بیشتر بازیگران این برنامه ،مثل رفتار سبز پری با کودکان و رفتار مناسب با  پسرکی که مارمولک را اسیر کرده است که نشان از آموزش به کودکان در مورد رفتار صحیح با حیوانات و دوری از آزار رساندن به آنها است بسیار در خور تقدیر است.

وُله های بین قسمت ها ،  نقش استراحت مناسبی برای کودکان فراهم میسازد.  علاوه بر اینکه رعایت ساختار برنامه سازی صورت گرفته است و با توجه به اینکه کودک آستانه درک طولانی ندارد درک روند داستان را بهتر می کند.

همانطور که می دانید بهترین روش در دعوت به کار خیر انجام دادن کار است در پشت صحنه این اثر بیان شد که کارگردان در حین ساخت برنامه اجازی استفاده از ظروف یک بار مصرف را نمی داده است این رعایت های تیم یکی از مهمترین جلوه های تاثیر گزاری را در اثر نشان داده است که حتما باید مورد توجه مدیران سازمان قرار گیرد به عنوان مثال کارگردانی که خود اعتقاد به موضوع حجاب ندارد امکان ندارد برنامه ای تاثیر گزار در این زمینه بسازد رفتار خانم برومند در پشت صحنه و حفظ محیط زیست در استفاده نکردن از ظروف یکبار مصرف قطعا در بقیه عوامل تاثیر شایانی  داشته است.

آسیب های برنامه:

یکی از ایرادهایی که اوایل به این برنامه وارد می کردند این بود که  که سریال آب پریا یک سریال اهورایی و زرتشتی مئابانه است و سعی دارد بچه ها را به آن سمت سوق بدهد. البته با توجه به  پیشینه ای که خانم برومند دارند و اهل یزد هستند، و در آنجا آتشکده است، میتوان گفت تعلقی نسبت به این مسئله در ایشان بوده است.

اوایل سریال،  المان های متمایل به  دین زرتشت خیلی پررنگ دیده میشد، البته وقتی به کتیبه پهلوی رسیدند، گفتند: کتیبه نوروزي، برف پری در مقابل نامیدن کتیبه پهلوی در طاق بستان واکنش نشان داد.و گفت: کتیبه پهلوی یعنی چه؟

کتیبه نوروزی.

از همان جا قصه داستان، خطش را با زرتشتی گری جدا کرد. خیلی از نمادهای زرتشتی را می توانست استفاده کند، مثلا: آتش که  نماد زرتشتی گری است را میتوانست مقدس نشان بدهد ، که نشان نداد. پابرهنگی در زرتشت و هم در ادیان دیگر نماد مقدسی براي قدم گذاشتن به مكان مقدس است. اما در زرتشت  پابرهنگی و خلع نعلین، یک حالت بسیار معنوی در یک سرزمین خیلی مقدس را می رساند. بر فرض مثال ،اگر در قصه میخواست نماد زرتشتی گری را نشان دهد میبایست در یک سبزه زار بگوید باید خلع نعلین کنیم، و یا اینکه غسل‌های زرتشتی گری را نشان دهد،  که نشان نداد .یا می توانست از نحوه تبرک گویی زرتشتی استفاده بکند، که باز هم هیچ استفاده ای در داستان از این موارد نشده است . بطوری که حتی می بینیم سر سفره کلمات اسلامی به کار برده می شود. به طور مثال "الحمدالله" استفاده میشود. که البته به سنت ایرانی برمی گردد. وصد البته سنت ایرانی یک سنت اسلامی است.

به طور مثال وقتی خانم پیرزن به طاق بستان می رود و پیکره را کنار خسرو پرویز می بیند، می گوید این بی بی من است.  آن طرف توضیح می دهد که این آناهیتا، ایزد آب است. و پیرزن اصرار دارد که نه این بی بی من است. این ها به گونه ای مطرح می کنند که ما همه درواقع نوادگان و فرزندان این ایزد آب هستیم. دقیقا پیکره هایی از آناهیتا با گیسوان بافته و تاجهایی به سر وجود دارند که دقیقا در نحوه پوشش برف پری و ابر پری هم تاج وهم گیسوان بافته را می بینیم. همان تصویر آناهیتا را برای ما زنده می کند. اگر در بحث تربیتی بیاییم برای بچه ها اینطور جا بیندازیم، که نمی گویم منظورشان این بوده است، و آن اینکه ، ما خالقی داریم که در ویترین است و هیچ تدبیری ندارد. بلکه  تدبیر گر خداوند این ها هستند: پری زمین ، پری ابر ، و یا پری که برسر ما باران می باراند، مسلما تاثیر دارد. و تمام این تدبیر گری را بین پری ها تقسیم کنیم ، دیگر آن معنای تربیتی، مخصوصا در معنای اسلامی که ما بدنبال آن هستیم ، کاملا به هم می خورد. یعنی خدا در گوشه ای قرار می گیرد، دیگر خدا هدف را برای ما تعیین نمی کند، هدف گذاری، اصول مان، روش هایمان همه به هم می خورد. خدایی وجود دارد که خلق کرده است اما پری ها هستند که تدبیر می کنند، اداره می کنند. یکسری پری مهربان که در آن ها اصلا ذات بدی وجود ندارد. انسان ها هم در قبال آن ها مسئولیت ندارند. ما کثیف کنیم آنها می روند تمیز می کنند. ما انسان ها به راه خودمان، آنها هم به راه خودشان، خدا هم که آن بالا سر جای خودش قرار گرفته است

روابط عاشقانه در این سریال خیلی مطرح میشود. عشق باد صبا به ابرپری ، برف پری به عمو نوروز، دیو به آب پری، و دکتر تبريزي به همسر كازروني‌اش .در بحث عشق و عاشقی ما اصلا چیزی به نام ملاک و معیار نداریم. این بحث عشق و عاشقی خیلی هم پررنگ است، در همه سریال ها و فیلم ها و ترانه ها و در همه چیز، بسیار آسیب زا است. یکی از عواملی که بحث طلاق را شدت بخشیده است همین پررنگ شدن مسائل عشق و عاشقی و فقدان ملاک بندی معیار و نادیده گرفتن این مهم در ازدواج است. یکی از مباحثی هم که هر روز بیشتر با آن درگیر می شویم بحث میل به تجرد است. الان پسرها و دخترهایی داریم که همه تمایل به مجرد بودن دارن.  بنابراین یکی از انگیزه های پنهان نویسنده ها و فیلنامه نویس ها میتواند این باشد که میل به تجرد را یک مقدار تعدیل کنند و مجرد ها را سمت ازدواج و تشکیل خانواده سوق دهند. یکی از بدبختی های ما اینست که سرمان را پایین می اندازیم یک دکمه روی آسفالت پیدا می کنیم و وقتی این دکمه را برمی داریم دنبال این هستیم که یک کت متناسب با آن بدوزیم. به این معنا که الان چشم‌های دختران و پسران امروزی خیلی عریان به همدیگر نگاه می کنند،و در کوتاهترین ثانیه و دقیقه، حلقه عشق بین آنها شکل می گیرد و از این به بعد آن ها می کوشند که پدر و مادرشان را راضی کنند، سربازی اش را تمام میکند، دختر به خواستگار قبلی اش جواب منفی می دهد. تازه فرآیند کت دوزی شروع می شود و در آخر وقتی وارد زندگی می شوند می بینند کت به تنشان زار می زند. مجبور می شوند کت را عوض کنند و دقیقا در همین موقع است که بحث طلاق پیش می آید.

روابط مخفیانه در داستان دیده میشود به عنوان مثال: همین باد صبا با این ابرپری روابط مخفیانه دارند به طوری  که سعی می کنند روابطشان را از آن خواهر بزرگتر که جای مادر او را دارد مخفی نگه دارند، یکی دیگر از اشکالات است. روابط با هم اشکال دارد.

مثلا یکی از مشکلات موجود روابط زن و مرد است که خالی از احترام، درک متقابل و فهم مشترک است. دائما سر همدیگر داد و بیداد می کنند و حرف همدیگر را نمی فهمند.که می توان به روابط زن و مرد کرمانشاهی اشاره کرد

روابط پدر و دختری که در اینجا مطرح شده است جالب نیست. الفاظی که رشک پری برای پدر خود که دیو است به کار می برد برای کودک اصلا جالب نبود.

یکی دیگر از اشکالاتی که در سریال وجود دارد ،به پوشش پری ها روی زمین است. زمانی که پوشش روسری را برای خودشان انتخاب می کنند از طرف باد صفا مورد تمسخر قرار می گیرند. موقعه ای که روی زمین می آیند با آن بلوز و دامن و آرایش های عجیبشان و با آن موهای بافته شده با هیچ واکنشی از جانب مردم که نشان از  تعجبشان باشد مواجه نمیشوند.

رشک پری زن بیچاره ای  است که معمولا به همراه ملاقه ای در صحنه های سریال دیده میشود و این به نوعی تاکید بر بدبختی زنان آشپزخانه‌اي و خانه دار دارد.

کشیدن قلیان توسط بی بی تاکید بر المانی که البته برای سلامتی مضر به حساب می آید زاید است و باید از اثر حذف می شد.

بیان دروغ های مصلحتی نیز از آسیب های اثر است، به طور مثال سبز پری با مواجهه با مرد کرمانشاهی بیان می کند که ما پری نیستیم .

تصویر گری دعای باران به خوبی ارائه نشده است

نماهای وحشتناک  سریال ،از آنجا که مخاطب، بچه ها هستند خود دیو تاثیر بسیار بدی دارد، و باعث ترس بچه ها می شود.مخصوصا چشمهای اَپوش که نماد شیطان پرستی در آن وجود دارد.  و یا اینکه خواب بی بی و اَپوش برای کودک ترسناک  است .

 

بحث دیگر، بحث آسیب های پنهان این گونه فیلم ها است که شما در یک فضای رئال در حال رفت و برگشت هستید. مثلا در مورد انیمیشن شما به گونه ای، به کودک می گویید که این عالم خیال است و من با خیال تو کار دارم. ولی اگر او را از انیمیشن خارج کردید و  بین تخیل و واقعیت بیاورید کودک نمی تواند مرز بین این دو را قائل شود و این خود آسیب زایی ایجاد می کند. تبلیغ بستبیده است. یکدفعه چشمش می رود به سمتی که انگار صدایی می آید. برمی گردد و می بیند كه از سطل آشغال یک پاندای پشمالو بیرون آمده است، و اين پاندا کارتونی هم نیست که مثلا نقاشي باشد،در واقع به صورت انيميشن رئال ساخته شده است. و این به طور حتم باعث آسیب هایی برای کودکان خواهد شد

پیشنهاد

یکی از موضوعات در حوزه فرهنگ در کشور ما تغییرات اجتماعی است مساله تغییرات اجتماعی یک مساله میان رشته ای است که بین رشته های روانشناسی اجتماعی ، جامعه شناسی، سیاست و اقتصاد است. موضوع اصلی این دانش در مورد مسایلی است که تلاش می کند رفتار شکل گرفته در جامعه را به یک رفتار احسن تبدیل کند در این زمینه تلاشهای مناسبی در کشور صورت گرفته است مانند فرهنگ سازی در زمینه رعایت قوانین راهنمایی رانندگی البته باید گفت که تجربه جهان امروز در این زمینه بسیار مناسب بوده است به عنوان مثال می توان به تلاشهای یونیسف در زمینه رعایت بهداشت و حمایت مادران و کودکان در کشور های کمتر توسعه یافته و یا عقب افتاده اشاره کرد این تلاشها با توجه به کم سوادی مخاطبان عموما زنان فقیر جامعه می تواند برای مدیران کشور قابل توجه باشد.

در این زمینه باید گفت که کلیت قضیه در مورد بحث حفاظت از محیط زیست یا حجاب یا هر موضوع دیگری که ضرورت تغییر نگرش جامعه را داراست  اینگونه است که باید در دو بخش بیرونی و درونی برنامه ریزی گردد به طور مثال در مورد نریختن زباله فردی که دیدگاهش این استکه : ایشان این آشغال را در خیابان می ریزد ولی بنده نمی ریزم در صورتی که در جامعه فردی او را مورد تشویق قرار ندهد خلا تقویت بیرونی صورت می گیرد یعنی فردی در درون به موضوع حجاب اعتقاد دارد اما در محیط دیدگاهش مورد تقویت قرار نمی گیرد لذا می توان در فرد نقاط تضعیف دیدگاهش صورت گیرد

در واکاوی تقویت درونی گذر از لایه های رویی  ذهن اهمیت می یابد، لایه لایه ها، افکار سطحی و باور هسته‌ای اصلی تقویت درونی را شکل می دهد و آنرا تحت تاثیر قرار می دهد و حتی یه تمامی افکار فرد توسعه می یابد. فرض بگیرید که وقتی دختری حجابش را حفظ نمی کند، با یک روانشناس آن لایه های ذهنش را وامی کاویم. طرح واره زیرینش این است که من بی ارزش هستم. من نازیبا هستم،  پس حال، استراتژیک دفاعی این دختر در مقابل طرح واره زیرین ذهنش چه میتواند باشد؟؟ این است که با آرایش، خودآرایی و صحبت های اروتیک کردن، بگوید من آدم باارزشی هستم. در مورد محیط زیست هم شما می توانید روی این طرح واره در سریال کار کنید که طرح واره این است که : آشغال نریزم و کسی که آشغال می ریزد بی شخصیت است. همین طرح واره را برایش طوریی جا بیندازیم که از فردا وقتي که خواست آشغال بریزد، این فکر به ذهنش  برسد که انسان بی شخصیتی تلقی خواهم شد! حالا بحث طرح واره ها چه است؟ و چه طور می شود تغییر داد؟ اصلا می شود تغییر داد؟ باورهای جایگزین هم داریم که البته یک بحث دیگر است.

علاوه بر این موضوع نکته نیز در کشور ما باید مورد توجه قرار گیرد که متاسفانه در حال حاضر نوع تربیت مان یک نوع تربیت طلبکارانه است در حالی که باید تربیت وظیفه مدارانه باشد. در ژاپن یک نمونه تربیت موفق داریم که خیلی درباره‌اش بحث و به آن پرداخته می شود. مقالات مختلفی راجع به این کشور وجود دارد. کاری  که ژاپن انجام داده وظیفه مدارانه است، البته نه در قبال خداوند بلکه در قبال جامعه. خلقت مان را برای بچه جا نمی اندازیم که این لطف خداوند است و تو از این به بعد در قبال او وظیفه داری و اگر آنچه را که او خواسته است انجام بدهی، در این صورت است که باز هم لطف خدا افزونی می گیرد. در داستان‌هاي ژاپني به كودكان ياد مي دهند كه براي رسيدن به خوشبختي بايد اژدها را كشت و درياچه را خشكاند تا زمين به دست آورد مثل ريوزو شوهر اوشين در سريال سال‌هاي دور از خانه كه دريا را براي دست يافتن به زمين، خشك مي‌كند و يا خود اوشين كه با تحمل تمام رنج‌ها فقط تلاش مي كند. ولي در عوض در داستان‌هاي ايراني ما شخصي خوش شانس را داريم كه يك ماهي آن هم به صورت گدامآبانه‌اي به دست مي آورد و ناگهان مي‌بيند كه درون شكم ماهي مرواريد وجود داريد و بدون تلاش به خوشبختي مي‌رسد. با اين دو ديدگاه است كه دو نوع فرهنگ متفاوت زاييده مي‌شود. كشوري مثل ايران كه به زحمت با بودجه نفت اداره مي‌شود و كشوري مخروبه مثل ژاپن و با بمب هسته‌اي ويران شده و بر روي گسل زلزله‌ها قرار گرفته و فاقد زمين حاصلخيز براي كشاورزي ولي در عين حال زبانزد در رفاه و پيشرفت.

نظرات
ارسال نظر