معرفی پایان نامه: الگوی بومی ارتقاء سطح سواد رسانه‌ای نوجوانان در ایران

معرفی پایان نامه: الگوی بومی ارتقاء سطح سواد رسانه‌ای نوجوانان در ایران

الگوی بومی ارتقاء سطح سواد رسانه‌ای نوجوانان در ایران

 سینا معتضدی

 

چکیده

از چند دهه گذشته، کشورهای زیادی با درک ضرورت آموزش سواد رسانه‌ای در عصر جدید، به آموزش این نوع از سواد پرداخته‌اند. آن‌ها سعی کرده‌اند در کنار آموزش مفاهیم سواد رسانه‌ای، اقتضائات و شرایط بومی کشورشان را هم در نظر بگیرند. با توجه به اهمیت سنین نوجوانی و تمرکز هجمه‌های رسانه‌ای بر آنان، تحقیق حاضر به طراحی الگوی بومی ارتقاء سطح سواد رسانه‌ای نوجوانان در ایران پرداخته است. برای پاسخ به سؤالات تحقیق، از دو روش مطالعات کتابخانه‌ای و مصاحبه‌ی عمیق استفاده شده است. در این راستا، با مطالعه‌ی وسیع الگوها و راهکارهای کشورهای مختلف در آموزش سواد رسانه‌ای و انجام پانزده مصاحبه با مدیران ارشد رسانه ملی، اساتید ارتباطات، برنامه ریزان آموزشی و معلمان آموزش سواد رسانه‌ای، داده‌های لازم گردآوری شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که در الگوی بومی ارتقاء سواد رسانه‌ای نوجوانان در ایران، دو نهاد آموزش ‌و پرورش و رسانه، نقش بسزایی در آموزش سواد رسانه‌ای دارند. در این الگو، هدف اصلی، هدایت و تربیت نوجوانان است و ملزومات آموزش سواد رسانه‌ای، شیوه تدریس و محتوای آموزشی بر اساس اهداف اصلی و فرعی الگو، طراحی شده است.

 

کلمات کلیدی:

سواد رسانه‌ای، آموزش سواد رسانه‌ای، آموزش و پرورش، رسانه‌ها

1-    بیان مسئله:

در شرایط کنونی، صاحبان قدرت در سرتاسر دنیا در پی آن هستند که با توسل به هر ابزاری، بر نفوذ خود در کشورهای جهان سوم و درحال‌توسعه بیفزایند. در این میان رسانه‌ به‌عنوان اثرگذارترین ابزار در عرصه بین‌المللی شناخته می‌شود. استفاده از رسانه‌ برای تضعیف کشور هدف و بهره‌گیری از توان و ظرفیت رسانه‌ها اعم از رسانه‌های نوشتاری، دیداری و شنیداری و به‌کارگیری اصول تبلیغات و عملیات روانی، به ‌منظور کسب منافع، از اهداف اصلی این کشورهاست. در این ‌بین ایران به دلیل رویارویی با کشورهای سلطه‌طلب و داشتن یک ایدئولوژی مستحکم در مقابله با آنان، هدف سنگین‌ترین بمباران رسانه‌ای قرارگرفته است. درواقع، کشورهای غربی برای نفوذ در ایران و اثرگذاری بر فرهنگ غنی ایرانی اسلامی، رسانه‌ را بهترین وسیله برای رسیدن به این امر می‌دانند.

در میان انواع مخاطبین رسانه‌ها، کودکان و نوجوانان هستند که بیشتر از همه تحت تأثیر رسانه‌ها قرار دارند. جهان واقعی و روزمره با جهان رسانه‌ای برای آنان فرقی نمی‌کند و از این‌جهت با دیگر مخاطبان رسانه‌ها متفاوت‌اند. همچنین نباید فراموش کرد رسانه در جامعه‌پذیر کردن نوجوانان نقش بسزایی دارد. (عیدی زاده، 1392، ص84) بنابراین هدف و سرمایه‌گذاری اصلی دشمنان برای هجمه‌ی فرهنگی و عقیدتی، گروه سنی کودکان و نوجوانان هستند که تأثیرپذیری و تخریب پذیری بیشتری نسبت به سایر مخاطبین دارند. نباید فراموش کرد که کودکان و نوجوانان امروز مانند نهال‌هایی هستند که هرچقدر در نگه‌داری و مواظبت از آن‌ها دقیق‌تر و جدی‌تر باشیم، درختان تنومندتر و مفیدتری در آینده خواهیم داشت.

حال برای حفظ و واکسینه کردن نوجوانان از هجمه‌های فرهنگی و عقیدتی می‌توان از دو روش زیر بهره برد. اولین مورد، سانسور و دور کردن همه‌ی فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی از دسترس آنان است. این روش با توجه به پیشرفت‌های سریع و حتی غیرقابل‌پیش‌بینی در این حوزه و تجربه‌های گذشته در مورد این شیوه‌ی برخورد، غیرمنطقی و ناامیدکننده است. روش دوم آموختن مجموعه‌ای از مهارت‌ها و دانش‌هایی است که نوجوانان را به‌طور فعال برای قرار گرفتن در معرض رسانه‌ها آماده می‌کنند و به‌ عبارتی‌ دیگر افزودن نوعی درک متکی بر مهارت است که بر اساس آن بتوانند انواع رسانه‌ها و تولیدات رسانه‌ای را بشناسند و آن‌ها را از یکدیگر شناسایی و تفکیک کنند که به این مجموعه اقدامات، «سواد رسانه‌ای» می‌گویند.

هدف سواد رسانه‌ای در نخستین گام‌های خود، تنظیم یك رابطه‌ی منطقی و مبتنی بر هزینه- فایده با رسانه‌ها است. به این معنا كه در برابر رسانه‌ها چه چیزهایی را از دست می‌دهیم و چه چیزهایی را به دست می‌آوریم. بنابراین یکی از اهداف اصلی سواد رسانه‌ای این است که استفاده مبتنی بر آگاهی و با فایده از سپهر اطلاعات را تأمین نماید. (شکرخواه،1388، ص 8)

با نگاهی گذرا به برخی از کشورهایی که به مقوله‌ی آموزش سواد رسانه‌ای پرداخته‌اند، درمی‌یابیم که بسیاری از آن‌ها آموزش سواد رسانه‌ای را از دوران کودکی و نوجوانی و از پایه شروع کرده‌اند و این دوران را بهترین زمان برای آغاز آموزش می‌دانند و با گنجاندن موضوع سواد رسانه‌ای در عناوین رسمی به آموزش‌های لازم در این زمینه پرداخته‌اند. درواقع آن‌ها بر این باورند که در دنیای امروز، نظام آموزش‌وپرورش همان‌طور که در مقابل سواد خواندن و نوشتن کودکان و نوجوانان مسئول است، در برابر آموزش سواد رسانه‌ای آن‌ها نیز با کمک متخصصان و نهادهای حرف‌های، مسئولیت خطیری بر عهده دارد. (محمودی کوکنده، 1390، ص9)

در این تحقیق سعی شده با بررسی الگوهای آموزش سواد رسانه‌ای در دنیا و همچنین استفاده از نظرات متخصصان حوزه‌ی ارتباطات و تعلیم و تربیت، الگوی بومی و راهکارهایی مطلوب جهت ارتقاء سطح سواد رسانه‌ای نوجوانان در کشورمان ارائه شود.

2-    ضرورت و اهمیت تحقیق:

رسانه‌ها با توليد و انتشار پیام‌های گوناگون در گستره‌های وسيع، با حضور و نفوذي عميق در فرآيند تبادل اطلاعات و اخبار، انديشه، فرهنگ و تغيير در باورها و رفتار آحاد مردم و به خصوص نوجوانان نقش قابل ‌توجهی دارند. بنابراین ضروري است كه مخاطبان رسانه‌ها به ‌گونه‌ای تربیت شوند تا با نگاهي تيزبين و موشكافانه با اين فرآيند اطلاعاتي گسترده و هدفمند، برخورد کنند. در اين زمينه طراحی مدل بومی سواد رسانه‌ای و آموزش آن به نوجوانان و به ‌طور کلی به مخاطبان، كمك خواهد کرد تا وقايع را پیش‌بینی كرده، سطح آگاهي خود را بالا برده و در نتیجه به موقعيت مناسب‌تری در دريافت موضوعات و چارچوب اطلاعاتي دست يابند تا در نهایت انتخاب و گزينش رسانه‌ها به صورتي هدفمند و گزيده، موجب تثبيت و ارتقاء موقعيت مخاطبان شود. (حسین زاده، محمدی استانی، 1389، ص72)

متاسفانه پژوهش‌های انجام ‌شده در کشورمان نشان می‌دهد، سطح سواد رسانه‌ای در بین نوجوانان در سطح قابل قبولی قرار ندارد. به‌ عنوان ‌مثال، در نتیجه‌ی پژوهشی با عنوان «ارزيابي سواد رسانه‌ای دانشجويان و دانش‌آموزان شهر تهران» که در مجله‌ی جهانی رسانه (سلیمان، خسروی، حداد، 1392) انتشاریافته، آمده است: «به دليل ضعف بعد ادراكي سواد رسانه‌ای دانشجويان و دانش‌آموزان تهراني، آن‌ها قادر به انتخاب آگاهانه از ميان فرستنده‌های متعدد، عمل مستقل و كنترل در مرحله مصرف نيستند و نيازمند آموزش‌اند تا به ابزار تحليل و ارزيابي توليدات رسانه‌ای مجهز شوند.» این موضوع نشان می‌دهد که خلأ آموزش سواد رسانه‌ای به ‌عنوان یک نیاز ضروری و غیرقابل‌ انکار برای نوجوانان ما مطرح می‌باشد.

بنابراین همان‌گونه که برای یادگیری هر چه ‌بهتر دانش‌آموزان در زمینه‌ی آموزش‌های مورد نیاز متناسب با سن و فرهنگ بومی‌مان برنامه‌ریزی‌هایی صورت گرفته است، برای ارتقاء سواد رسانه‌ای آن‌ها نیز باید با توجه به فرهنگ ایرانی - اسلامی کشورمان، برنامه‌ها و الگوهایی تدوین شود تا نوجوانان این نوع از سواد را نیز بیاموزند و در زندگی روزمره از آن بهره بگیرند؛ چرا که بدون یادگیری سواد رسانه‌ای، نمی‌توان گزینش‌های صحيحی از پیام‌های رسانه‌ای داشت و خود را در برابر این پیام‌ها بيمه کرد.

همچنین باید یادآور شد که با توجه به سند نظام جامع تحول در آموزش ‌و پرورش و توجه به مسئله‌ی ارتقاء سواد رسانه‌ای دانش‌آموزان به‌ عنوان یک نیاز جدی و کاربردی، ارائه‌ی مدل بومی ارتقاء سواد رسانه‌ای نوجوانان می‌تواند آموزش ‌و پرورش را در رسیدن به این هدف یاری رساند. علاوه بر این، رسانه‌ی ملی نیز بر اساس یکی از کارکردهایش که بحث آموزش را شامل می‌شود، موظف است در راستای آموزش سواد رسانه‌ای گام بردارد؛ اما به دلیل ضعف در حوزه‌ی تولید ادبیات سواد رسانه‌ای در ایران و عدم وجود برنامه‌ای منسجم در این زمینه، تاکنون اقدام موثری انجام نداده است.

بنابراين لازم است بنا به اهميت و ضرورت‌های بیان ‌شده، گام‌های هدفمندی توسط دانشگاهيان و پژوهشگران حوزه ارتباطات و تعلیم و تربیت در جهت استخراج و تدوين الگوي بومي ارتقاء سواد رسانه‌ای نوجوانان در ایران برداشته شود تا نهادهایی همچون وزارت آموزش ‌و پرورش، وزارت آموزش عالی و سازمان صدا و سیما بتوانند از ادبیات بومی و کاربردی تولید شده، در راستای آموزش سواد رسانه‌ای بهره‌ی لازم را ببرند. تحقیق حاضر نيز سعي کرده است در جهت رسیدن به این اهداف، نقش مؤثری داشته باشد.

نظرات
ارسال نظر